تبليغاتX
نکته های اخلاقی



گزیده سخنان امام حسین (ع)

 

امام حسین (ع) فرمود: عاقل، با کسی که می ترسد او را دروغگو پندارد هم سخن نمی شود، از کسی که می ترسد او را رد کند درخواستی نمی کند، به کسی که می ترسد او را بفریبد تکیه نمی نماید و به کسی که به امید او اطمینانی نیست امید نمی بندد. 

 

امام حسین(ع) می فرماید: عقل، جز از راه پیروی حق به کمال نمی رسد.

 

امام حسین (ع) می فرماید: از نشانه های اسباب قبولی اعمال، همنشینی با خردمندان است و از نشانه های اسباب نادانی، کشمکش با نابخردان است .  

 

امام حسین (ع) می فرمود: دانش نطفه بارور معرفت است. تجربه های طولانی، فزونی عقل است، شرافت همان پارسایی است. قانع بودن، آسایش تن است، هر که تو را دوست دارد، از پلیدی بازت می دارد، هر که تو را دشمن دارد، بر نابکاری واردت می سازد.

 

امام حسین (ع) می فرماید: هر کس این پنج چیز را نداشته باشد، از زندگی خود چندان بهره ای نمی برد: عقل، دین، ادب، شرم و خوش خلقی. 

 

 به امام حسین (ع) عرض شد ابوذر می گوید: برای من، فقر محبوبتر از بی نیازی و مریضی، محبوبتر از سلامتی است. حضرت فرمود: خدای متعال ، ابوذر را رحمت کند، اما من می گویم: هرکس به نیک گزینی خدا برای او مطمئن شود، جز آنچه را خدا برایش گزیده است آرزو نمی کند.

 

 امام حسین (ع) می فرماید: خداوند به هر کس راستگویی و نیکخویی و پاکدامنی و پاک خوری روزی کند خیر دنیا و آخرت را ویژه او ساخته است.

 امام حسین (ع) می فرماید: جمعی خدا را از شوق بهشت می پرستند، این عبادت سوداگران است و گروهی خدا را از بیم دوزخ می پرستند، این عبادت بردگان است و مردمی هم خدا را از روی شکر می پرستند. این عبادت آزادگان و بهترین عبادت است.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 9:52  توسط م- آرزو  | 
 

عالم ازشور توغرق هیجان است هنوز   

نهضتت مایه الهام جهان است هنوز

بهر ویرانی ونابودی بنیان ستم

خون جوشان تو چون سیل دمان است هنوز

در فداکاری مردانه ات ای رهبر عشق

چشم ایام به حسرت نگران است هنوز

کربلای تو پیام آور خون است وخروش

مکتبت راهنمای دگران است هنوز

تا قیامت زقیام تو قیامت بر پاست

از قیام تو پیام تو عیان است هنوز

همه ماه است محرم همه جا کرببلاست

در جهان موج جهاد تو روان است هنوز         قسمتی از اشعار مرحوم شهریار

در آستانه فرا رسیدن ماه محرم ماه خون وقیام ماه عشق وایثار و ماه حسین (ع)هستیم .محرم یاد آور عشق بازی عشاق ثاراللهی است.محرم ماه ترک دنیا به بهاء خرید آخرت یا به بهاء نجات بشریت است وبهتر بگویم ماه معامله با حسین (ع) است .در عصر زمانی زندگی می کنیم که دشمنان مسلم ومشخص ومسلخ دون صفت کمتر به محو نام ومرام شیعیان بسته اند ودوستان نا آگاه نیز خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمنان می ریزند گوئیا همگی بسیج شده اند تا با نام حسین ومرام حسین وپیروان حسین مبارزه کنند .در این ایام حزن وماتم بر من وتوشیعه حسین واجب است که در عین اینکه باشوق رغبت وهمت عالی دربرگزاری مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به شیوه سنتی وخداپسندانه شرکت نمائیم لازم است جهت تنویر افکار جوانان شیعه وزدودن مطالب وبرنامه های شرک آلود وغیر دینی از این مراسمات اقدام نمائیم وبا صبر وحوصله ومتانت حسینی به شبهاب آنان پاسخ گوئیم ویا آنها را به افراد آگاه ومسلط راهنمایی نمائیم.

در جلسات روضه خوانی حضرت سید الشهداء التما س دعای مخصوص دارم - م-آرزو

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 11:43  توسط م- آرزو  | 

انگیزه هاى قیام حسین (ع)

امام علیه السلام در سخنان خود در پاسخ ولید و مروان اولین انگیزه قیام و مبارزه و علت مخالفت خود با یزید بن معاویه را بیان نمود و اینك به هنگام حركت از مدینه در وصیتنامه خویش به انگیزه دیگر و یا به علة العلل قیام خود كه امر به معروف و نهى از منكر و مبارزه با مفاسد وسیع و نابسامانیهاى ضد اسلامى و ضد انسانى حكومت یزیدى مى باشد، اشاره مى كند و مى فرماید:
((اگر آنان از من تقاضاى بیعت هم نكنند من باز هم آرام و ساكت نخواهم نشست ؛ زیرا اختلاف من با دستگاه خلافت تنها بر سر بیعت با یزید نیست كه با سكوت آنان در موضوع بیعت ، من نیز سكوت اختیار كنم بلكه وجود یزید و خاندان وى موجب پیدایش ظلم و ستم و سبب شیوع فساد و تغییر در احكام اسلام گردیده و این وظیفه من است كه در راه اصلاح این مفاسد و امر به معروف و نهى از منكر و احیاى قانون جدم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و زنده كردن راه و رسم پدرم على علیه السلام و بسط عدل و داد بپا خیزم و ریشه این نابسامانیها را كه خاندان بنى امیه است قلع و قمع نمایم . و همه جهانیان بدانند كه حسین جاه طلب نبود، طالب مقام و ثروت نبود، شرور، مفسد و اخلالگر نبود و این حالت از روز اول تا ساعت آخر و تالحظه آخر در روح حسین علیه السلام متجلى ومتبلوربود)).
در اینجا این سؤ ال مطرح است كه آیاانجام دادن وظیفه امربه معروف و نهى ازمنكر مشروط به نبودن ضرر جانى و مالى نیست ؟ در صورتى كه امام علیه السلام این شرط را نادیده گرفته و از این مرحله قدم فراتر نهاده و تا نقطه بذل جان و ایثار خون خود و یارانش ، قبول اسارت اهل بیت و دخترانش ‍ پیش رفته است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 11:14  توسط م- آرزو  | 

 

آيا بچه ها را براي نماز صبح بيدار کنيم؟



دخترک همان‌طور که چشم‌هايش را مي‌ماليد وارد اتاق شد. سلام کرد و کنار مادر نشست. با اخم به مادرش گفت: چرا براي نماز بيدارم نکردي؟ مادر گفت: آخر خواب خوشي بودي؛ دلم نيامد. دختر گفت: من که به شما گفته بودم! مادر که از جواب دادن به او درمانده بود، گفت: حالا برو صبحانه‌ات را بخور.
دختر بچه که از اتاق بيرون رفت، بحث خانوادگي شروع شد. ميزگردي با حضور تمام اعضاي خانواده


در مورد بيدار کردن يا نکردن بچه براي نماز صبح!
پدربزرگ گفت: حق با دخترم است. چون گفته که بيدارش کني بايد صدايش مي‌زدي. اگر نگفته بود، اشکال نداشت. حضرت امام (ره) هم همين کار را مي‌کرد. اگر بچه‌ها خواب بودند، صدايشان


نمي‌کرد. اما اگر بيدار بودند مرتب از آن‌ها مي‌پرسيد: نماز خوانديد يا نه؟ بيش‌تر فقها هم همين نظر را دارند که اگر فرد خودش اجازه بيدار کردن را بدهد، مي‌شود بيدارش کرد.
مادر مخالف بود. مي‌گفت: بچه‌ام هنوز به تکليف نرسيده و هنوز زودش است. از خواب بيدارش کنم،


گناه دارد! تازه بدخواب که مي‌شود به درس‌هايش هم لطمه مي‌خورد!
مادربزرگ عينکش را جابه‌جا کرد و گفت: واه! مگر مي‌شود؟ بچه بايد نماز بخواند. به زور هم که


شده بايد بيدارش کرد. همين خود شماها! صبح‌ها به چه زحمتي بيدارتان مي‌کردم. مگر مي‌شود


نماز نخواند؟!
مادر لبخندي زد و گفت: حق با شماست. آن روزها که ما را به زور بيدار مي‌کردي، نماز برايمان زهر


مي‌شد! اما جرأت نمي‌کرديم حرفي بزنيم ...
پدربزرگ ادامه داد: اين‌که چطوري بيدارش کني، خيلي مهم است. اگر به زور باشد، بچه از نماز زده


مي‌شود اما اگر با مهرباني و آرامي باشد، خوب است. نگران اين هم نباش که بدخواب شود. اگر


ضرري براي انسان داشت خداوند نماز صبح را واجب نمي‌کرد. پس نه تنها ضرر ندارد بلکه فايده هم


دارد. در ضمن بايد توجه داشته باشي که اگر بيدارش نکني، شايد تبعات بدي داشته باشد. مثلاً


موجب بي‌اعتنايي بچه به نماز شود. اين خوب نيست.
پدر که تا حالا ساکت بود و به بحث‌ها گوش مي‌کرد، گفت: حق با پدربزرگ است. نماز را نمي‌شود


سبک شمرد. از طرفي کودک را هم نبايد دل‌زده کرد. بلکه بايد زمينه‌ها را فراهم کرد. وقتي بچه


خودش مي‌گويد: صبح بيدارم کن، اين ديگر تحميل نيست، بلکه خواسته است. اين نشان مي‌دهد


که بچه دلش مي‌خواهد بيدار شود و اين خوب است. بايد به خواسته بچه احترام گذاشت. بعد از


مدتي هم عادت مي‌کند و خودش بيدار مي‌شود.
پدربزرگ در تأييد حرف‌ها ادامه داد: اگر شب بچه را زودتر بخوابانيد، صبح بدخواب هم نمي‌شود.
مادربزرگ که بر موضع خودش پافشاري مي‌کرد، گفت: حالا دختر شما خودش مي‌خواهد بيدار


شود، اما بچه‌هايي که نمي‌خواهند چي؟ آن‌ها را که ديگر بايد به زور بيدار کرد؟! بي‌چاره پدر و


مادرهايشان! چه بدبختي‌اي مي‌کشند!
پدر که سعي مي‌کرد جلوي خنده‌اش را بگيرد، به آرامي گفت: نه مادر جان! به زور درست نيست.


بلکه راه‌هاي ديگري هم هست. اين والدين بايد اين کارها را انجام بدهند:
1. سطح آگاهي و شناخت بچه‌هايشان را بالا ببرند تا بچه بداند نماز چه فايده‌اي برايش دارد.
2. با زبان نرم و جذاب درباره نماز و واجبات ديني صحبت کنند. قرآن مي‌فرمايد: ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّکَ


بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ نحل/125؛ با حکمت و اندرز نيکو، به راه


پروردگارت دعوت نما! و با آن‌ها به روشي که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن!
3. براي نماز آن‌ها امکاناتش را فراهم کنند. مثلاً محل نماز را زيبا کنند. سجاده و عطر برايش بخرند،


جايزه به او بدهند و ... .
4. با هم نماز بخوانند. وقتي بچه ببيند پدر و مادرش با هم نماز مي‌خوانند او هم مي‌خواهد تقليد


کند و دوست دارد با آن‌ها نماز بخواند.
5. بچه‌ها را همراه خود به مسجد ببرند. بچه‌ها نماز جماعت را دوست دارند. چون احساس


مي‌کنند آن‌ها هم بزرگ شده‌اند. نماز جماعت مشوق خوبي براي نماز خواندن است.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 14:26  توسط م- آرزو  | 

عبادت تمريني
در کنار پدر مشغول نماز بود. نماز کاملاً جدي و موقرانه. اما به محض اين‌که فيلم‌برداري از اين دختر چهار ساله شروع شد، از خجالت نماز را رها کرده و پا به فرار گذاشت. پدر نيز که از علماي برجسته بود ناگهان سر از سجده برداشت و شروع کرد دختر کوچکش را صدا بزند. من که تازه از راه رسيده بودم و پدر تعجبم را ديد، گفت: اين نماز براي تمرين و آموزش است.




پرورش ايمان در کودک
والدين و مربيان بايد متوجه باشند که در راه تربيت کودک، مذهب بزرگ‌ترين يار و مددکار آن‌هاست. ايمان و اعتقاد مشعلي است که تاريک‌ترين راه‌ها را روشن مي‌سازد. وجدان‌ها را حساس و بيدار مي‌سازد. هر کجا منحرفي وجود داشته باشد. او را به آساني به سوي راستي رهبري مي‌کند.
پرورش ايمان و اخلاق پسنديده در روان کودک يکي از حقوق فرزندان در آيين اسلام است. حضرت سجاد عليه‌السلام مي‌فرمايد:
و أنک مسئول عما وليته به من حسن الأدب و الدلاله علي ربه1.
تو نسبت به کساني که سرپرستشان هستي، در مورد تربيت نيک و راهنمايي آنان به سوي پروردگار، مورد سؤال قرار خواهي گرفت.
هم‌چنين پيشواي گرامي اسلام صريحاً از پدران و مادراني که به تربيت ديني کودکان خود بي‌اعتنا هستند، برائت جسته است.
روي عن النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله: إنه نظر إلي بعض الاطفال فقال: ويل آخر الزمان من آبائهم فقيل يا رسول الله، من آبائهم المشرکين؟ فقال لا من آبائهم المؤمنين لا يعلمونهم شيئاً من الفرائض و إذا تعلموا أولادهم منعوهم و رضوا عنهم بعرض يسير من الدنيا فأنا منهم برئ و هم مني براء2.
رسول خدا به برخي از کودکان مي نگريست و مي فرمود: در آخر زمان واي بر پدر و مادر اين¬ها. پرسيدند: اي رسول خدا، والدين مشرک را مي¬گوييد؟ فرمود: نه. والدين مؤمني که واجبات را به اين کودکان نمي¬آموزند و اگر فرزندان واجبات را ياد بگيرند، منعشان مي کنند و آنان را به بهره اي اندک از دنيا خرسند مي سازند  من از آنان بيزارم و آنان از من دورند.
بدون ترديد تعليمات اخلاقي و مذهبي بيش از ساير مسائل بر عهده خانواده است زيرا تربيت بدون اخلاق جز جنايت‌کار زيرک چيز ديگري به بار نمي‌آورد. و از طرف قلب انسان،‌ بدون مذهب نمي‌تواند به سوي اخلاق بگرايد و اگر کسي بخواهد اصول اخلاقي را بدون مذهب بياموزد مانند اين است که قصد کند پيکري زنده اما بدون تنفس به وجود آورد.
نخستين تصويري که کودک از خدا در ذهن خود ترسيم مي‌کند از روابطش با پدر و مادر سرچشمه مي‌گيرد و هم‌چنين آگاهي او از اطاعت، بخشندگي و راستي با طرز عمل خانواده بستگي دارد و همه اين مسايل بايد در نخستين سال‌هاي کودکي انجام پذيرد زيرا در اين سال‌ها ذهن طفل بهتر از مواقع ديگر براي ضبط آن‌چه درک مي‌کند آمادگي دارد.
پدر و مادر وظيفه دارند خدا را با همه نيرو و نيکي، با همه اراده و بزرگي به فرزندان خود بشناسانند و براي اين منظور مي‌توانند از دو منبع سرشار و غني مذهب و طبيعت استفاده ببرند.
فرزنداني که از اول با ايمان به خدا تربيت مي‌شوند، اراده‌اي قوي و رواني نيرومند دارند. مثل حضرت يوسف که 9 ساله بود. وقتي از چاه بيرون آوردند و او را به عنوان برده فروختند، يکي گفت: نسبت به اين طفل غريب نيکي کنيد. يوسف که اين جمله را شنيد، گفت: آن کس که با خداست گرفتار غربت و تنهايي نيست. اين ناشي از اطمينان خاطر و آرامش روان اوست.
براي اين‌که کودکان از اول مؤمن و خداپرست تربيت شوند، لازم است بين جسم و جان آن‌ها نيز از نظر ايماني هماهنگي برقرار باشد. به همين جهت از طرفي اسلام دستور داده فرزندان را به خدا متوجه کنيد و از طرفي دستور داده اطفال را به نماز و عبادات تمريني واداريد.
عن النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله، قال: مروا صبيانکم بالصلاة إذا بلغا سبعاً3.کودکانتان را هنگامي که به 7 سالگي رسيدند، به نماز تمرين  دهيد.
عبادات تمريني کودک، اثر درخشاني در روان طفل مي‌گذارد. ممکن است طفل الفاظ و عبارات نماز و دعا را نفهمد ولي معني توجه به خدا، راز و نياز با خدا، استمداد از خدا و ... را در عالم کودکي خود درک مي‌کند. اميدوار بار مي‌آيد و دلش به رحمت او مطمئن مي‌گردد و در باطن خود تکيه‌گاهي براي خود حس مي‌کند که از اين نيروي نهاني در مواقع سخت و پيشامدهاي ناگوار استفاده کند و شخصيت خود را حفظ کند.
الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ رعد/13 همان کسانى که ايمان آورده‏اند و دل¬هايشان به ياد خدا آرام مى‏گيرد آگاه باش که با ياد خدا دل ها آرامش مى‏يابد.
نيايش هميشه نتيجه دارد. حتي اگر اين نتيجه آن نباشد که ما مي‌خواسته‌ايم. به اين جهت بايستي از آغاز زندگي کودکان را عادت داد که زماني کوتاه در سکوت و آرامش به خصوص با نيايش بگذرانند. هر کس که يک بار موفق شد، مي‌تواند هر وقت که بخواهد مي‌تواند به دنياي مافوق تصاوير اشيا و کلمات برسد، آن‌وقت کم‌کم تاريکي‌ها محو مي‌شود و نوري از ميان تاريکي جريان مي‌افتد.

با تشکر از سایت شهباز

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 13:48  توسط م- آرزو  | 
كدامیك را سوار مي‌كنيد ؟!
 
 
 
يك شركت بزرگ قصد استخدام تنها يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه تنها يك پرسش داشت. پرسش اين بود :
شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را براي سوار نمودن بر گزينيد. كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را بطور كامل شرح دهيد :

پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد ....

..........

..........

........

.......

......

.....

.....

...

..
 

قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خاص خودش را دارد.
پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.
شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً او جان شما را نجات داده و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.
شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.

از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، تنها شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود :
سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس مي‌مانيم.

پاسخي زيبا و سرشار از متانتي كه ارائه شد گوياي بهترين پاسخ است و مسلما همه مي‌پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي‌كند. چرا؟
زيرا ما هرگز نمي‌خواهيم داشته‌ها و مزيت‌هاي خودمان را (ماشين) (قدرت) (موقعيت) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهي‌ها، محدوديت ها و مزيت‌هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم.
تحليل فوق را مي‌توانيم در يك چارچوب علمي‌تر نيز شرح دهيم: در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار مي‌گيرد. در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديت‌هاي محيطي خود، استفاده مي‌كند و قادر نمي‌گردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند. تفكر جانبي سعي مي‌كند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند.
در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيت‌هاي خود را ببخشيم مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم. شايد خيلي از پاسخ‌دهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث مي‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نمي‌كنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نمي‌گذارند. اكثريت شركت‌كنندگان خود را در اين چارچوب مي‌بينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه مي‌توانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند
با تشکر از مدیریت سایت کلمات قصار
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 15:21  توسط م- آرزو  |