تبليغاتX
نکته های اخلاقی
..

ماه رجب

 

ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد.

رجب واقعاً ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و....

خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند.

هلال ماه رجب، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و پس از حمد و ثناي الهي، سي بار تكبير و لااله الا اللّه مي گفت و مي فرمود: ماه رجب، ماه استغفار براي امت من است. در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.

در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند.

پوينده طريق بندگی و سالك راه ملكوت و رهسپار وادی معرفت و چشم انتظار بهار طاعت و مشتاق دعا و مناجات و مسئلت كه شير روز و زاهدی در دل ظلمت است و با اقليم توحيد آشنايی دارد و از جام محبت و دلدادگی جرعه هايی جانبخش نوشيده و طالب قرب، كرامت، تعالی و فضيلت می باشد گاه رسيدن پر بركت سال همچون رجب، شعبان و رمضان همچون انسان هايی تشنه و مشتاق در انتظار گمشده آشنای خود در اين مواقع بسر می برد تا از آب گوارا و نوشين حيات و معنويت سيراب شده و روح و روان خود را جانی نوين و طيب و طاهر ببخشد و با نظافت خانه دل و آراستن درون، خود را برای ميهمانی خدا و درك ليله القدر ماه مبارك مهيا كند.

آنان كه در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند چه خوب قدر چنين ايامی را می دانند و بسيار سخت تر و هوشيارتر و جدی تر از دنياطلبان، به دنبال آن هستند تا مبادا سودی فانی و متاعی ارزانی از اين نشئه از دستشان بيرون رود، مراقبند تا نكند نفعی باقی و تجارتی راقی برای آخرت، از كفشان ربوده گردد كه زيان و نقصان را در اين می بينند.

بر كسی كه می خواهد به تصفيه درون بپردازد لازم است كه برای دستيابی به خرسندی خداوند تمامی توش و توان خود را به كار گيرد و برای خالص نمودن اعمال و احوال خويش و مصون نگه داشتن آنها از هر گزندی، در ايام ماه رجب مبادرت ورزد كه اگر بنده ای به اندك عملی به اين شيوه و با اين خصوصيات توفيق يابد او را كفايت می كند، زيرا پاداشی كه پروردگار برای عمل ناب و عاری از آلودگی خودخواهی و شرك و نفاق، در نظر گرفته از حساب و شماره بيرون است.

از امام صادق(ع) نقل شده كه پیامبر ختمی مرتبت، حضرت محمد مصطفی (ص) فرمود:

ماه رجب، ماه خداست در غايت حرمت و فضيلت. اگر کسي روزی از اين ماه را روزه بگيرد خدای را خشنود و شعله غضب الهي را خاموش نموده است و دري از درهاي جهنم به روي او بسته مي شود. رجب ماه استغفار امت من است، پس در اين ماه طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را ((اصب)) می گويند زيرا كه رحمت خداوند در اين ماه بر امت من بسيار ريخته می شود، پس بسيار بگوئيد استغفر الله و اسئله التوبه.

 

اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن-  روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد، ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و در هر ركعت يك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد، هفتاد بار ذكر "اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة و الروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد.

پيامبر اكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.

 

 

زیارت رجبیه؛ در تعقیبات نمازهاى روز و شب در این ماه

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداى بخشاينده مهربان
يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ
 اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش
عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا
در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى
مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى
كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى
به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ
به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و
وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار 
 
يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ
 اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت
وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ
و جود اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ.

باتشکر ازسایت زیبای :ایران -عربی

 


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 9:41  توسط م- آرزو  | 
"الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین"  سوره یس آیه۶۰ ترجمه:آیا با شما فرزندان آدم عهد نکردم که شیطان  را بندگی ومطابعت نکنید همانا او برای شما دشمنی آشکار است شیطان این دشمن قسم خورده بنی آدم مدام در تلاش است تا آدمی را به ورطه گناه وسقوط بکشاندودر این هدف از هیچ کوششی دریغ نمی ورزد وازسقوط دادن هیچ کسی هم ناامید نمی شود مگر افراد مخلص که انسان های خود ساخته ای هستند.یکی از دسایس شیطانی این است که :وقتی آدمی دچار خطا وگناه شد وعمل ناشایسته ای را انجام داد در دل او ندای ناامیدی سر می دهد تو دیگر گناه کردی چه فایده که عبادت کنی تو دیگر آلوده شدی   دیگر با خداوند رابطه ای نداری  دیگر رانده شدی  برای انسان آلوده نماز خاصیتی نخواهد داشت  واز این قبیل الهامات شیطانی وراه را برای گناهان بزرگتر هموار می کند وراه توبه واستغار را تاریک ومسدود جلوه می دهد

در روایات آورده شده که یکی از دوستان امام صادق (ع) گناهی را مرتکب شد ودر همان روز در کوچه محل عبور امام را مشاهده کرد از شدت شرم وخجالت خودش را از امام پنهان نمود تا همدیگر را ملاقات نکنند.امام صادق(ع)متوجه شدند .قاصدی برای او فرستادند که چرا از ما فرار می کنی؟؟آن مردبه قاصد امام گفت من دچار خطا وگناهی شده ام واز ساحت قدسی امام معصوم خجالت می کشم ایشان را ملاقات کنم. امام صادق(ع)پس از شنیدن این موضوع فرمودند به او بگوئید ای بنده خدا شما هنگامی که دچار خطا وعصیان شدید بیشتر متوجه ما شویدوبیشتر با توسل به اهلبیت  متوجه خداوند شده واستغفار نمائید.این دسیسه شیطان است که از ما فرار کنید. براستی نیز چنین است یک جسم آلوده وکثیف بیشتر به استحمام نیاز دارد تا جسم نظیف  وانسان بيمار بيشتر به پزشك نيازمند است تا افراد سالم باز آ باز آ هرآنچه هستي باز آ گر كافر وكبر وبت پرستي باز آ درگاه خدا درگه نااميدي نيست صد بار اگر توبه شكستي باز آ

آن یکی، «الله» می گفتی شبی

تا که شیرین می شد از ذکرش لبی

گفت شیطان: آخر ای بسیارگو

این همه «الله» را «لبیک» کو؟

می نیاید یک جواب از پیشِ تخت

چند «الله» می زنی، با روی سخت

او شکسته دل شد و بنهاد سر

دید در خواب، او خَضِر را در خَضَر

گفت: «هین، از ذکر چون وامانده ای؟

چون پشیمانی، از آن کش خوانده ای؟»

گفت: لبیکم، نمی آید جواب

زان همی ترسم، که باشم ردّ باب

گفت: آن «الله» تو «لبیک» ماست

وان نیاز و درد و سوزت، پیک ماست

ترس و عشقِ تو، کمندِ لطف ماست

زیر هر یا ربّ تو، لبیکهاست

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 8:23  توسط م- آرزو  | 

خاطراتی از علامه طباطبایی (ره)

علامه طباطبایی

حجة الاسلام ممدوحی نقل می‌كند: مرحوم علامه طباطبائی جلساتی داشتند كه گاهی در منزل خودشان و گاهی در خانه بعضی شاگردانشان تشكیل می‌‌شد. یك بار كه در اواخر عمرشان قرار بود برای حضور در یكی از جلسات، شبانه از كوچه پس كوچه‌های تاریك شهر قم عبور كنند، با وجود ارتعاشی كه در بدن داشتند و راه ناهموارِ منزلی كه آن شب قرار بود آنجا بروند و تاریكی كوچه‌ها، سبب شد كه یكی از اطرافیان عرض كرد: «احتمال دارد ـ خدا نكرده ـ با این وضع، به زمین بخورید. می‌شود جلسه این هفته را مثلاً در خانه خود حضرتعالی بر پا كرد تا اذیت نشوید.»

حضرت علامه فرمودند: مگر ما در روز به وسیله نور خورشید خود را نگه می‌داریم و مگر نور خورشید باعث می‌شود زمین نخوریم ؟! قُلْ مَنْ یَكْلَؤُكُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ مِنَ الرَّحْمنِ ... (انبیا/42) ؛ بگو: چه كسی شما را در شب و روز از (مجازات) خدای رحمان حفظ می‌كند؟!

ایشان، قرآنی از جیبِ خود درآورده و گفت: عهد دارم كه هر روز یك جزء از قرآن را بخوانم و الآن چهل سال است كه این كار را انجام می‌دهم.

حجة الاسلام محمد فاضل (تبریزی) می‌گوید:آقای شربیانی روزی علامه را به خانه خود (در تبریز) دعوت كرد و چند نفر را هم برای زیارت و استفاده از سفره معارف ایشان به منزل خود  فراخواند؛ از جمله بنده .

آن شب علامه به من فرمود: «من سی سال پیش، استخر شاگُلی (محلی با صفا و خرم در تبریز) را دیده‌ام.» سپس با ملاطفت و مزاح ادامه داد: اگر مزاحم خواب آقایان نباشم، می‌خواهم فردا بین‌الطلوعین به آنجا بروم. گفتم: صبح خدمتتان خواهم بود.

فردای آن شب، با اتومبیلم ایشان را به استخر شاگُلی می‌بردم كه دیدم ایشان در ماشین، قرآنی از جیبِ خود درآورده و گفت: من عهد دارم كه هر روز یك جزء از قرآن را بخوانم و الآن چهل سال است كه این كار را انجام می‌دهم. دیشب شما علما مزاحم شدید، نتوانستم بخوانم و اكنون قضا می‌كنم! هر ماه یك ختم قرآن تمام می‌شود و باز از ابتدای آن شروع می‌كنم و هر بار می‌بینم كه انگار اصلاً این قرآن، آن قرآن پیشین نیست! از بس مطالب تازه‌ای از آن می‌فهمم! از خدا می‌خواهم به بنده عمر بسیاری دهد تا بسیار قرآن بخوانم و از لطایف آن بهره ببرم . نمی‌دانید من چه اندازه از قرآن لذت می‌برم و استفاده می‌كنم!

 

منبع:

مجله سروش وحی، ش 9 .

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 7:56  توسط م- آرزو  | 

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند          که تو در برون چه کردی؟ که به اندرون در آیی

مدتی است که از زیارت کویت محروم شده ام .دلم هوس گوشه حرم مطهرت را کرده است .همانجایی که مدتها می نشستم وبا تونجوای عاشقانه داشتم.ولی نمی دانم چرا دیگر به آن بارگاه قدسی راه ندارم .آیا مرااز درگاهت رانده ای ؟من می دانم که در بیرون چه کرده ام .... اگر طرف حسابم جز تو که امام روف ومهربان هستی دیگری بود مسلما درخواست نمی کردم .ولی شما خانواده کریمتر از آنی که گدایان را ترد کنی ...به بهانه زیارتت این مطلب را در وب نوشتم شاید خوانندگان لیاقت زیارت بارگاهت را داشته باشند که حتما همین طور است  از جانب من هم نایب الزیاره شوند چرا که اگر لیاقت زیارتت را ندارم عاشقت هستم .مگر در کتابهای قصه نمی خوانیم که در تاریخ گدا زدگان عاشق بزرگ زدگان شده اند وعشق جرم نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

ازماتو رخ مپوش که ما "پاک دیده ایم "             مارا مران که از همه عالم بریده ایم

درگاه دوست قبله لطف وعنایت است             ما شغل پرده داری این در گزیده ایم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 10:54  توسط م- آرزو  | 
وای بر تو اگر بگویی که خوشبختی تو مرده است

Èاندره ژیدÇ

رنجي كه واقعا شجاعانه تحمل شود حتي دل سنگ را نرم ميسازد 

ÈگاندیÇ

Žاز نزديكي به كسي كه قادر به حفظ اسرار و رموز زندگي خودنيست پرهيزنما

ÈافلاطونÇ

در جهان روشنايي هايي وجوددارد كه در عميق ترين ظلمات نهانند

È گاندیÇ

مادر شعر بهشت است

Èاندره ژیدÇ

‘در كارهاي دشوار نشاط بسيار وجود دارد

ÈپاستورÇ

’آيا منظور از اين تنازع دائم اين نيست كه طبيعت ميخواهد مرغوبترين موجودات را براي ادامه و ارتقاء نسل برگزيند ؟

Èچارلز داروینÇ

“دشمنان من سه دسته اند : گروهي قويتر و گروهي هم وزن و دسته اي از من ضعيفتر و كوچكترند- طرفيت با گروه اول از طريق عقل خارج و موجب ازمحلال قطعي است با جماعت دوم تا جان دارم خواهم جنگيد , اما گروه سوم را ولو باالتماس وتملق با دوستي و محبت رام خواهم ساخت چه طرفيت با دشمن كوچك و خصم ضعيف از مقام و حيثيت انسان در انظار مردم مي كاهد و در صفحات تاريخ شخص را پست و ناچيز مي سازد

ÈافلاطونÇ

”در ازدواج چهار عمل اصلي حساب بايد رعايت شود.جمع,تفريق,ضرب و مخصوصا تقسيم

Èبرنارد شاوÇ

Œ‹علم مخوفترين بلاي جان آدميست. مصيبت آن از طاعون و قطعي و جنگ بيشتر است

ÈداستایوسکیÇ

ŒŒمردم از فكر كردن بيش از هر چيز ديگر رنج ميبرند

ÈتولستویÇ

Œعشق گوهريست گرانبها ولي با عفت

ÈتولستویÇ

ŒŽزن را خداي تعالي بمانند مرد آزاد آفريده بگذاريد كه اين موجود لطيف و اين پروراننده نوابغ روزگار ,آزاد زيست كند

ÈمونتسکیوÇ

Œما هميشه افرادي را دوست ميداريم كه با نظر اعجاب و تحسين بما مينگرند.ولي هميشه افرادي را كه با نظر تحسين به آنها نگاه ميكنم,دوست نميداريم      

لاÈرشفکوÇ

Œاشخاص بزرگ و نامي بكوه مانند. هر چه به ايشان نزديكتر شوي بيشتر عظمت و ابهت آنان معلوم ميگردد ومردم پست و دون همت شراب را مانند كه چون كمي به آنان نزديك گردي بز.دي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكارسازند

ÈگوتهÇ

Œ‘دوستان خود را از بين طبقه فقرا برگزينيد چه صميميت در قلوب آنها بيشتر حكمفرماست

لاÈرشفکوÇ

 برگرفته شده از نوشته مدیرسایت سرور

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 9:37  توسط م- آرزو  | 
۱. خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی، بلکه از تو خواهد پرسید چندنفر را که وسیله نداشتند به مقصد رساندی.

2. خداوند از تو نخواهد پرسید زیر بنای خانه ات چند متر بود، بلکه از تو خواهد پرسید به چند

نفر در خانه ات خوشامد گفتی.

3. خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید به

چند نفر لباس پوشاندی.

4. خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا

سزاوار گرفتن آن بودی.


5. خداوند از تو نخواهد پرسید که عنوان و مقام شغلی تو چه بود، بلکه از تو خواهد پرسید آن

را به بهترین نحو انجام دادی.


6. خداوند از تو نخواهد پرسید که چه تعداد دوست داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید برای چند

نفر دوست و رفیق بودی.

7. خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی، بلکه از تو خواهد پرسید

چگونه با همسایگانت رفتار کردی.


8. خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود، بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه

انسانی بودی.


9. خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی،

بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.


10. خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مقاله را برای دوستانت نخواندی، بلکه خواهد پرسید از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی میکردی؟

منبع :  کتاب مردم شناسی نوشته  ویلیامز داجین اقتباس از نوشته سرور

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 9:16  توسط م- آرزو  | 

به نام خدا

عواقب تنبيه بدني

- دانش آموزعادت مي كند در برابر زور و قلدري بدون چون و چرا تسليم شود و با اين منطق خو بگيرد كه        زورو قلدري پيروز است. هر وقت عصباني شدي بزن ، و باكي نداشته باش.

                 - تنبيه بدني ممكن است دردانش آموز عقده اي نسبت به اولياء و مربيان ايجاد كند و حالت طغيان و سركشي     را در برابر اولياء در او برانگيزد.

- دانش آموز را ترسو مي كند. بوسيله كتك شخصيت وي درهم شكسته مي شود و تعادل روحي او بر هم مي  خورد و احتمالاً به بيماري رواني مبتلامي گردد.

                - تنبيه بدني ، بچه ها را دروغگو بار مي آورد.

                - تنبيه بدني ، بچه ها را به حيله گري و رياكاري سوق مي دهد.

- تنبيه بدني ، براي بچه ها رنج و تحقير به بار مي آورد.

- تنبيه بدني ، در بچه هاافسردگي و بيماريهاي عصبي ايجاد مي كند.

                - تنبيه بدني دانش آموز را به سمت خود آزاري مي كشاند.

                - تنبيه بدني  دانش آموز را به سوي ديگر آزاري مي كشاند.

                - تنبيه بدني دانش آموز را به لجبازي وا مي دارد.

                - تنبيه بدني دانش آموز را گوشه گير مي كند.

                - تنبيه بدني دانش آموز را كند ذهن مي كند.

                - تنبيه بدني دانش آموز را بي اراده و نسبت به ديگران بي تفاوت مي كند.

                - تنبيه بدني ، اطمينان و اعتماد به نفس را در بچه ها از بين مي برد.

                - تنبيه بدني ، حس كنجكاوي و ابتكار عمل را در بچه ها مي كشد.

                - تنبيه بدني دانش آموز را كينه توز مي كند.

                - تنبيه بدني ، احترام و اعتماد دانش آموز را نسبت به بزرگترها سلب مي كند.

                - تنبيه بدني دانش آموز را دچار يأس و حرمان مي كند.

                - تنبيه بدني دانش آموز را عاصي بار مي آورد.

- تنبيه بدني ، اضطراب دائم را در دانش آموز دامن مي زند.

                - تنبيه بدني ، در دانش آموز سرپيچي و بي اعتنايي را همراه مي آورد.

                - تنبيه بدني ، بچه ها را اندوهگين و محزون مي كند.

                - تنبيه بدني ، شاديها را در دانش آموز سركوب مي كند.

- تنبيه بدني ، شهامت و غرور بچه ها را از بين مي برد.

                - تنبيه بدني ، نهايتاً به سلامت روحي و جسمي دانش آموز ضربه مي زند

                                                                                                                                                        فروردين 87

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 13:17  توسط م- آرزو  | 

در صفحه ي 35 جلد دوم كتاب «در محضر لاهوتيان» از قول استاد مجتهدي آمده است:

«پزشكي كه براي نماز شب بيدار مي شود و شب زنده داري هاي مداومي دارد، اگر اين عمل مستحبي او را از وظايف اصلي اش باز دارد و بي خوابي هاي ناشي از آن ، از كيفيت تشخيص او بكاهد و موجب بد خلقي و سوء رفتار او با بيماران گردد؛ چه بخواهد و چه نخواهد وظايف اصلي خود را فداي وظايف فرعي خويش كرده و اين يعني ؛ خسران!

استاد دانشگاه و يا معلمي كه خود را به گرفتن روزه هاي مستحبي ملزم مي سازد و غالبا روزه دار است، اگر اين كردار عبادي ، او را از مطالعه ي متوني باز دارد كه در بالا بردن سطح كيفي تدريس او مؤثرند، و يا به خاطر ضعف جسماني در اثر روزه داري، در امر آموزش دانش آموزان و يا دانشجويان كوتاهي كند و در نتيجه در به هدر رفتن عمر مفيد شاگردان خود سهيم باشد، چه بخواهد و چه نخواهد زيان كار است!

كارگر زحمت كشي كه به خاطر اعتقادات ديني، اوقات استراحت خود را صرف خواندن نماز جعفر طيار مي كند و به جاي استراحت و تجديد قواي جسماني ، بقيه ي توان خود را صرف انجام اين عمل مستحبي مي كند و به هنگام حضور در محل كار، آمادگي لازم را به علت خستگي براي انجام وظايف محوله ندارد و عدم دقت و مراقبت او سبب پيامد هاي زيان بار فردي و جمعي مي گردد، چه بخواهد و چه نخواهد مسؤول است و بايد در ادامه دادن به اين عمل عبادي مستحبي تجديد نظر كند!

پژوهشگر متعهدي كه به خاطر انجام اعمال عبادي مستحبي ، از وظيفه ي خطير و راه گشاي خود يعني: پژوهش باز مي ماند و ديگر فرصت كافي جهت امور مطالعاتي و پژوهشي ندارد، و يا به خاطر عدم آمادگي روحي و جسمي ناشي از انجام دادن اين اعمال، قادر نيست آثار تحقيقي خود را از نظر كمي و كيفي به سطح مطلوب برساند، و در نتيجه اجتماع از دستاوردهاي علمي و پژوهشي او استفاده ي شاياني نمي برد، چه بخواهد و چه نخواهد ، هم به خود ستم كرده است و هم به ديگران!

بايد به اين نكته ي مهم توجه داشت كه بهترين عمل مستحبي، خدمت به خلق است و اگر هر پزشك و استاد دانشگاه و پژوهشگر و يا كارگري ، تخصص هاي علمي و تجربه هاي سودمند و نيروي مفيد كاري خود را خالصانه و صادقانه در رفع نياز جامعه و خدمت به آفريدگان خدا به كار گيرد و در ارايه ي اين خدمات هميشه خدا را در نظر داشته باشد، ترديدي نيست كه معاينه و معالجه ي بيماران صبغه ي عبادي به خود مي گيرد و لحظه به لحظه ي تحصيل و يا تدريس عبادت مي شود....آن هم عبادتي كه در صدر برنامه هاي مستحبي قرار دارد و در پيشگاه خداوند منزلت خاص به خود را داراست.

و خلاصه ي كلام اين كه بهترين راهي كه براي رفتن به سمت خدا هميشه باز و آماده و در اختيار آدمي است، مسير شغلي اوست، و اگر روزي اين فرهنگ توحيدي در جامعه ي ما پياده شود، ما حضور خدا را نه تنها در مساجد و اماكن متبركه ي زيارتي بلكه در همه جا، بازار، مدارس ، دانشگاه......شاهد خواهيم بود.

|+| اقتباس از سایت جام الست  با تشکر از آقای محمد حسین رحیمی
+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 12:30  توسط م- آرزو  | 

ائمه(عليهم‌السلام) نه تنها به هر كس به اندازه‌ي ظرف خودش فيض مي‌دهند، بلكه خود ظرف را هم بزرگ مي‌كنند.در همسايگي مرحوم شهيد مطهري خانم بي‌حجابي زندگي مي‌كرد كه يك باره چادري شده بود. خودش تعريف كرده بود كه ما اصلاً اهل ديانت نبوديم. يك بار به قصد تفريح با شوهرم به مشهد رفتيم و چند روزي كه آن‌جا بوديم در تفريحگاه‌ها گذرانديم. روز آخر كه مي‌خواستيم به تهران برگرديم من از خيابان جلوي حرم مطهر امام رضا(ع) عبور مي‌كردم كه از خيابان نگاهم به ايوان حضرت افتاد. سلامي كردم و رد شدم. شب خواب ديدم كه حضرت رضا(ع) فرمودند: كسي كه دعاي يا من تحل به عقد المكاره(كه در مفاتيح‌الجنان و صحيفه سجاديه است) را بخواند ما دست او را مي‌گيريم. بعد از بيدار شدن از خواب آن دعا را خواندم و تمام زندگيم متحول شد و روح ديانت بر زندگي ما حاكم شد. ائمه(عليهم‌السلام) حتي كوچكترين اظهار ارادت و محبتي را بي‌پاسخ نمي‌گذارند.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 12:20  توسط م- آرزو  |