تبليغاتX
نکته های اخلاقی

يخ فروش

زندگي ماحکايت آن يخ فروشي است که درگرماي تابستان يخ مي فروخت چندساعتي گذشت رهگذري ديد يخهاي اوتمام شده پرسيد:خريدندتمام شد؟

 يخ فروش دردمندانه گفت: نخريدند و تمام شد . 

«برناردشاو  «مرد لاغر ونحيفی بود. روزی يکی از نويسندگان تنومند به او گفت :
«آدم وقتی تورا می بيند،فکر ميکند که در انگلستان قحطی آمده است.»
و برنارد شاو  بلافاصله جواب داد:

«ووقتی تورا ميبيند فکر ميکند که مسبب قحطی تو هستی
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 12:11  توسط م- آرزو  | 

از خودمان شروع کنيم

اين مطلب روی  سنگ  قبر يک متوفی  در گورستانی  در انگلستان  حک  شده  است : زمانی  که جوان  و فارغ البال بودم و تخيلاتم  حد و حصری   نداشت ، رويای دگرگون  کردن گيتی  را در  سر  می پروراندم .بزرگتر و عاقلتر که  شدم  ، کاشف به عمل آوردم  که گيتی  دگرگون نخواهد  شد  و به همين خاطر تا حدی  کوتاه  آمدم  و تصميم گرفتم  که فقط  کشورم  را دگرگون کنم . اما آن هم استوار و تغيير ناپذير می نمود.به سن ميانسالی که رسيدم  پس  از پشت سر گذاشتن آخرين تلاش نافرجامم  ، راضی  به دگرگون کردن و ايجاد تحول  در نزديک ترين افراد  به خود،  يعنی خانواده ام ، شدم .اما  افسوس که در مورد  هيچ يک  به نتيجه ای رضايتبخش نرسيدم  و حالا که در بستر مرگ  افتادم  ، بناگاه تشخيص می دهم  اگر قبل  از هر کس ، خودم را تغيير  داده بودم  ، می توانستم به مثابه الگويی  باعث  خانواده ام بشوم  و در سايه  تشويق ، دلگرمی وانديشه  خوب آنان وسيله ای باشم  برای پيشرفت کشورم و شايد هم کسی چه می داند ، وسيله ای  برای  دگرگون ساختن گيتی !

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 12:3  توسط م- آرزو  | 

چوپاني مشغول چراندن گله گوسفندان خود در يك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سر و كله يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جاده هاي خاكي پيدا مي‌شود. راننده آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبيل بيرون آورد و پرسيد: اگر من به تو بگويم كه دقيقا چند راس گوسفند داري، يكي از آنها را به من خواهي داد؟

چوپان نگاهي به جوان تازه به دوران رسيده و نگاهي به رمه اش كه به آرامي در حال چريدن بود انداخت و با وقار خاصي جواب مثبت داد.

جوان، ماشين خود را در گوشه اي پارك كرد و كامپيوتر Notebook خود را به سرعت از ماشين بيرون آورد، آن را به يك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحه ي NASA روي اينترنت، جايي كه ميتوانست سيستم جستجوي ماهوارهاي ( GPS) را فعال كند، شد. منطقه ي چراگاه را مشخص كرد، يك بانك اطلاعاتي با 60 صفحه ي كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پيچيده عملياتي را وارد كامپيوتر كرد.

بالاخره 150 صفحه اطلاعات خروجي سيستم را توسط يك چاپگر مينياتوري همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالي كه آنها را به چوپان ميداد، گفت: شما در اينجا دقيقا 1586 گوسفند داري.

چوپان گفت: درست است. حالا همينطور كه قبلا توافق كرديم، مي‌تواني يكي از گوسفندها را ببري.

آنگاه به نظاره مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبيلش بود، پرداخت. وقتي كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقيقا به تو بگويم كه چه كاره هستي، گوسفند مرا پس خواهي داد.

مرد جوان پاسخ داد: آره، چرا كه نه!

چوپان گفت: تو يك مشاور هستي.

مرد جوان گفت: راست ميگويي، اما به من بگو كه اين را از كجا حدس زدي؟

چوپان پاسخ داد: كار ساده اي است. بدون اينكه كسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. براي پاسخ دادن به سوالي كه خود من جواب آن را از قبل ميدانستم، مزد خواستي. مضافا، اينكه هيچ چيز راجع به كسب و كار من نميداني، چون به جاي گوسفند، سگ مرا برداشتي.

شرح

انتخاب مشاور يكي از راههاي شناخت و تحليل سازمان مي باشد كه نقش مهمي در تصميمات مديريتي دارند. اما در بعضي مواقع بنا به دلايلي همچون عدم تعريف صحيحي از انتظارات مورد نظر از مشاور ، كلي بودن موضوع مورد مشاوره ، عدم توانمندي كارشناسان سازمان ، عدم مهارت مشاور و ... نتيجه مطلوبي از قراردادهاي مشاوره‌اي حاصل نمي‌گردد.

اقتباس از سایت مشاوران

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 12:1  توسط م- آرزو  | 

ساختن دنیای پاره شده

 پدر روزنامه می خواند ، اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می شد . حوصله ی پدر سر رفت وصفحه ای از روزنامه را –که نقشه ی جهان را نمایش می داد- جدا و قطعه قطعه کرد و به پسرش گفت:
   -"بیا! کاری برایت دارم . یک نقشه ی دنیا به تو می دهم ، ببینم می توانی آن را دقیقا همان طور که هست ، بچینی؟"
و دوباره به سراغ روزنامه اش رفت؛ می دانست پسرش تمام روز گرفتار این کار است . اما یک ربع ساعت بعد، پسرک با نقشه ی کامل برگشت.
پدر با تعجب پرسید :"مادرت به تو جغرافی یاد داده؟"
پسر جواب داد:"جغرافی دیگر چیست؟ اتفاقا پشت همین صفحه ، تصویری از یک آدم بود. وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم ، دنیا را هم دوباره ساختم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 11:58  توسط م- آرزو  | 

 


سنگ مزار جديد مرحوم نخودکی که
بر دیوار صحن نصب شده است .
فرستنده تصویر : یکی از ارادتمندان ايشان

محل تدفین

سالها پیش پدرم فرموده بودند:
« وقتی مصمم شدم که به نجف اشرف رحل اقامت افکنم، لیکن در آن هنگام که در یکی از اطاقهای صحن عتیق رضوی در مشهد، به ریاضتی سرگرم بودم، در حال ذکر و مراقبه، دیدم که درهای صحن مطهر عتیق بسته شد و ندا بر آمد که حضرت رضا سلام الله علیه اراده فرموده اند که از زوار خویش سان ببینند.
پس از آن، در محلی جنب ایوان عباسی، در همین نقطه که اکنون مدفن پدرم می باشد، کرسی نهادند و حضرت بر آن استقرار یافتند و به فرمان آن حضرت درب شرقی و غربی صحن عتیق گشوده شد، تا زوّار از در شرقی وارد و از در غربی خارج گردند. در آن زمان دیدم که پهنه صحن مالا مال از گروهی شد که برخی به صورت حیوانات مختلف بودند و از پیشاپیش حضرتش می گذشتند و امام علیه السلام دست ولایت و نوازش بر سر همه آن زوار حتی آنها که به صور غیر انسانی بودند، می کشیدند و اظهار مرحمت می فرمودند.
پس از آن سیر و شهود معنوی و مشاهده آن رأفت عام از امام علیه السلام، بر آن شدم که در مشهد سکونت گزینم و چشم امید به الطاف و عنایات آن حضرت بدوزم. »
پدرم، پس از ذکر این واقعه، محل استقرار کرسی امام علیه السلام را برای مدفن خود، پیش بینی و وصیت فرمودند و بالاخره به خواست خدا، قبل از اذان صبح دوشنبه، در همان نقطه مبارک مدفون شدند.

 


سنگ مزار قدیم جناب نخودکی در حرم مطهر حضرت رضا ( ع )

 

 

نقل مطالب سایت ، فقط با اجازه از ناشرين کتابهای منبع
و ذکر کامل لينک  سایت صالحين امکان پذیر می باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 8:39  توسط م- آرزو  | 



علت دين گريزي جوانان چيست و چگونه مي‏توان آنها را از اين راه منصرف كرد ؟



يك. بررسي عوامل دين گريزي
به سادگي نمي‏توان گفت: نسل جوان ما دين گريز و احيانا دين ستيز هستند! اينان نسبت به واقعيات موجود جامعه، ديدگاه‏هاي متفاوتي دارند و چه بسا بخشي از آن ديدگاه‏ها و نارضايتي‏ها، وارد باشد؛ ولي ممكن است، برخي از جوانان با توجه به شرايط محيطي و خانوادگي, از روند نارضايتي بيشتري برخوردار باشند و بعضي از نارسايي‏ها را ناشي از قوانين ديني بدانند ودر نتيجه اشكالات خويش را متوجه دين بكنند. البته كارآمدي دين بحثي است و كارآمدي برخي از مديران بحث ديگر. اتفاقا در برخورد با تعدادي از اين جوانان و گفت‏وگو با آنان، تصريح كردند: اشكالات آنان نه به اصل دين، بلكه به مديران و كارگزاران بر مي‏گردد.
بنابراين، جوانان كشور از بهترين جوانان از حيث سلامت فكري, روحي و ديني مي‏باشند و سرمايه‏گذاري دشمنان دين و كشور، براي تسخير اين دژ مستحكم و انحراف جوانان، گواهي است بر مدّعاي ما، كه البته موفق نخواهند شد.
به هر حال، دين‏گريزي عوامل متعددي دارد؛ از جمله:
1. روند تغيير ارزش‏ها؛ پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران باز سازي كشور، مدلي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي در پيش گرفته شد كه اين مدل موجب بروز تضادهاي ارزشي و فاصله گرفتن جامعه از شاخص‏هاي مطلوب گرديد؛ به گونه‏اي كه توسعه، نتايجي از قبيل تغيير ارزش‏ها را نيز در پي داشت. توضيح اينكه اقدامات اقتصادي ـ نظير تغيير نرخ ارز و تورم ـ موجب كاهش درآمد واقعي و قدرت خريد مردم گرديد. همچنين با ابزار مختلف (واردات، تبليغات، مراكز تجاري و ...) فرآيند قوي توليد نياز در مردم، در پيش گرفته شد. در نتيجه سطح نيازهاي غالب مردم بالاتر از سطح درآمدشان قرار گرفت و مردم در ارضاي نيازهايشان, با موانع اساسي روبه رو شدند. از آنجا كه درآمد واقعي نيز كاهش يافت، دستيابي به درآمد بيشتر و پول بيش از حد معمول، با ارزش شد. از طرف ديگر، عواملي مانند نمايش ثروت قشر بالا و تسهيلاتي كه براي قشر بالا فراهم آمد، گرايش بارز مديران دولتي به تجملات و ظواهر و تغيير فضاي كل جامعه، موجب شد كه مردم ارزش‏هاي جديد را تأييد شده (هنجار) و جست‏وجوي پول براي ارضاي نيازهاي جديد را درست و مشروع ببينند! بنابراين پول‏جويي به ارزش غالب تبديل شد و حداقل در مورد بيشتر كساني كه پول و درآمدشان كم بود و كفاف ارضاي نيازهايشان را نمي‏داد، ارزش‏هاي ديگر را تحت‏الشعاع قرار داد. در نتيجه اين فرآيندها، ارزش‏هاي اجتماعي، از سنتي به سوي مدرن، از ساده زيستي به تجمل، از كمك و همياري و ايثار و گذشت براي جامعه به سودجويي فردي و از ارزش قناعت به ارزش ثروت و از انسجام به فردگرايي و از ارزش دين و خدا به ارزش پول و دنيا حركت كرده‏اند. نگ: فرامرز رفيع‏پور، توسعه و تضاد، فصل 4 ـ 8 ـ 3؛ آناتومي جامعه، ص 522
2. مشكلات پس از انقلاب (مانند جنگ و توجه به مسائل امنيتي و دفاعي و...) كه نتيجه طبيعي آن، فقدان برنامه‏ريزي‏هاي دقيق و كارشناسي شده براي نهادينه سازي و تثبيت ارزش‏ها و معارف اسلامي است.
3. تبليغات سوء دشمنان و ايجاد و القاي شبهه دربارة دين كه گاهي بي‏پاسخ مانده و در ذهن برخي جاي گرفته است.
4. روش‏هاي نادرست در آموزش ديني در دوران كودكي و نوجواني؛ برخي از رفتارها و برخوردهاي ناصحيح و مخالف شرع در بيان احكام شرعي، موجبات بدبيني عده‏اي از افراد ـ به خصوص جوانان ـ را فراهم آورده است. حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب بارها خطر اين گونه افراد را متذكر شده، در اين خصوص مي‏فرمايد: «معناي تحجر آن است كه كسي كه مي‏خواهد از مباني اسلام و فقه اسلام براي بناي جامعه استفاده كند، به ظواهر احكام اكتفا كند و نتواند كشش طبيعي احكام و معارف اسلامي را ـ در آنجايي كه قابل كشش است ـ درك كند و براي نياز يك ملت و يك نظام و يك كشور ـ كه نياز لحظه به لحظه است ـ نتواند علاج و دستور روز را نسخه كند و ارائه بدهد. اين بلاي بزرگياست». روزنامه جمهوري اسلامي, 17/3/1376
5. ضعف و سستي بنيان‏هاي ديني در برخي از خانواده‏ها كه منجر به عدم تربيت و پروش صحيح جوانان شده است.
6. گرايش به سوي تمايلات و هواهاي نفساني، خواسته‏هاي نا به جاي برخي و ناهنجاري عاطفي و رواني آنان و بي‏بند و باري و گرفتاري در انواع دام‏هاي شيطاني و... موجب شده كه بسياري به سستي و فساد و راحتي و سودجويي و... روي آورند و التزام به دين و چهارچوب‏هاي ديني را مزاحم خود ببينند. چنان كه در قرآن كريم درباره مهم‏ترين عامل روي‏گرداني از توحيد و معاد آمده است: « بَلْ يُريدُ اْلإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ » بلكه انسان مي‏خواهد راه فساد را پيش روي خود باز كند. قيامت(75)، آيه 5
7. ضعف بينش و نداشتن آگاهي درست از ماهيت دين و نقش و كاركرد آن در تأمين سعادت دنيوي و اخروي انسان.
8. ناكارآمدي برخي از مديران جامعه در اجراي برنامه‏هاي اعلام شدة حكومت ديني، و بي‏پاسخ ماندن نيازهاي اوليه اجتماعي جوانان (ازدواج، اشتغال، مسكن و...).
9. عدم توزيع عادلانه امكانات و فرصت‏ها در برخي از ادارات و دستگاه‏هاي كشور.
10. درگيري برخي گروه‏ها و جناح‏هاي سياسي بر سر كسب، حفظ و استمرار قدرت سياسي و در نتيجه، ايجاد يأس و نااميدي جوانان براي نيل به خواسته‏هاي مشروع خويش.
11. عملكرد منفي و نامطلوب بعضي از دستگاه‏هاي فرهنگي در سال‏هاي اخير و ميدان دادن به افراد و عناصر غير معتقد به نظام اسلامي، و ترويج فرهنگ غربي از سوي آنان.
12. عملكرد و رفتار ناشايست گروهي از شاغلان در دستگاه‏ها و نهادهاي دولتي و حكومتي، باعث پيدا شدن تعارض و شكاف بين گفتار و عمل آنان شده و موجب بدبيني به شعارهاي انقلاب گشته است.
12. كم‏كاري نيروها و دستگاه‏هاي انقلابي در توليد برنامه‏هاي سالم و جذاب و مفيدي كه بتواند اوقات فراغت جوانان را پر كند و آنان را از توجّه به برنامه‏هاي ضد اخلاقي و فاسد فرهنگ بيگانه باز دارد.
13. مشكل انتقال ارزش‏ها؛ نسل اول انقلاب و دستگاه‏هاي فرهنگي، در انتقال اين ارزش‏هاي انقلابي و ديني به نسل دوم و سوم انقلاب و حتي تعميق آن‏ها براي خود نسل اول انقلاب، سهل‏انگاري و كم‏كاري‏هايي داشته‏اند كه موجب فاصله گرفتن تدريجي برخي از افراد جامعه ـ به خصوص جوانان ـ از ارزش‏هاي اسلامي شده است.

راه‏کارهاي مقابله با دين گريزي
براي مبارزه با دين‏گريزي, بايد پس از بررسي همه جانبة علل و عوامل آن، راه‏كارهاي مناسب را برگزيد. آنچه در جامعه امروز ما بسيار مهم است، ايجاد موجي سهمگين و توفنده در برابر تهاجم فرهنگي دشمنان و ارائة چهرة زيباي دين و زدودن غبار خرافات و كژانديشي‏ها، در اين صورت دين با جذابيت فوق‏العاده‏اي كه دارد، جوانان را به سوي خود مي‏كشاند. از اين رو نقش متوليان و دستگاه‏هاي فرهنگي در برنامه‏ريزي صحيح و اصولي و تقويت مباني ديني وعقيدتي جوانان وتربيت آنان بر اساس الگوها ومعيارهاي صحيح اسلامي نقش بسيار حياتي در مقابله با دين‏گريزي جوانان دارد. اهميت اين مسئله در دانشگاه‏ها بسيار جدي است؛ لذا بايد مسئولان تأثير‏گذار در اين مراکز, درگزينش اساتيد ومديران دانشگاه دقت ونظارت کافي داشته باشند ودر غني سازي متون آموزشي متناسب با نيازهاي جامعه و ارزش‏هاي اسلامي همت گمارند. از طرف ديگر به شدت بايد مواظب خطر دگرگوني در هويت فرهنگي و گرايش‏هاي نسل جوان بود. يكي از خطرات جدي فرهنگ مهاجم غرب, اين است كه جوانان را چنان به سوي تمايلات شهواني و آزادي‏هاي جنسي سوق مي‏دهد كه اساسا گرايش به دين و ديانت در آنان رنگ مي‏بازد و ديگر براي آنان حق و باطل چندان اهميتي ندارد. از اين رو بايد در کنار کار فرهنگي، با عوامل شبهه افكن داخلي دشمن، از قبيل روزنامه‏ها و گروه‏هاي معاند, برخورد قانوني داشت واجازه مسموم نمودن فضا ،امنيت وسلامت فکري ورواني جامعه را به آنها نداد. علاوه بر اين تقويت و کارآمدي دستگاه‏هاي قضايي و انتظامي در مقابله با باندهاي فساد و اشراري كه سعي در گسترش فساد، اعتياد و بزهكاري در ميان جوانان دارند, از اهميت ويژه اي برخوردار است.
در کنار راه‏کارهاي ياد شده، تلاش براي اثبات عملي کارآمدي نظام اسلامي در تمامي زمينه‏ها ودر نتيجه برطرف كردن معضلات و مشکلاتي که نسل جوان با آن مواجه‏اند از قبيل ازدواج، مسکن، اشتغال، امکانات علمي وتفريحي و... تا حدود بسيار زيادي مي‏تواند عوامل دين گريزي جوانان را از بين برده وآنان را مجذوب دين نمايد.
البته با توجه به شرايط وامکانات کنوني جامعه, فراهم كردن چنين بسترهايي زمان بر است؛ از اين رو بايد به طور جدي به حفظ خود و خانواده و اطرافيان پرداخت. البته حفظ ايمان و ارزش‏هاي آن در محيط نامساعد، بسي ‏دشوار است؛ ولي ارزش افزون‏تري دارد. خداوند در سوره «تحريم» نمونه‏اي‏ را براي اين گونه افراد يادآوري مي‏نمايد. خداوند براي مؤمنان، آسيه همسر فرعون را مثال و نمونه مي‏آورد؛ هنگامي كه از شوهرش بيزاري جست و عرضه داشت: خدايا! من از قصر فرعون و زيورهاي دنيوي گذشتم و تو خانه‏اي در بهشت براي من بنا كن و مرا از شر فرعون و كردارش و قوم ستمكار نجات بخش.
حفظ ارزش‏ها در محيط مناسب و مساعد هنر نيست؛ هنر آن است كه در تندباد ضدارزش‏ها، اخلاق و معنويت مطرح شود. همچنين با عمل به سفارش‏هاي زير و گسترش چنين برنامه‏هايي در سطح جامعه, مي‏توان بر ناهنجاري‏ها و گريز از دين غلبه كرد:
1. سعي و كوشش در انجام وظايف و واجبات ديني,
2. خواندن نماز با حضور قلب و در اول وقت,
3. گرفتن روزه مستحبي به ويژه دوشنبه و پنجشنبه,
4. تلاوت قرآن بويژه بعد از نماز صبح,
5. تأمل و انديشه در آيات قرآن,
6. حتي المقدور سعي در خواندن نماز شب,
7. سحر خيزي،
8. شركت درورزش‏هاي فردي و دسته جمعي,
9. تنظيم برنامه براي تمام شبانه روز و پر كردن‏اوقات فراغت با برنامه‏هاي صحيح و سودمند,
10. شركت در فعاليت‏هاي مذهبي‏و اجتماعي,
11. پرهيز از نگاه نامشروع به افراد نامحرم.
12. كنترل افكار و نينديشيدن به صحنه‏هاي شهوت انگيز.
13. به ياد خدا بودن درهمه اوقات
14. عدم معاشرت و دوستي با افراد منحرف و فاسد, همان ص 139
15. انتخاب دوستان مؤمن و سالم.
16. تقويت مباني ديني وعقيدتي خود از طريق مطالعه کتاب‏هاي معتبر و مفيد و يا شرکت در نشست‏هاي علمي مذهبي و...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 11:45  توسط م- آرزو  | 
ای جان فرزند :

هزار حکمت آموختم که از آن چهارصد حکمت انتخاب کردم واز آن چهارصد حکمت هشت کلمه انتخاب کردم که جامع کمالات است :

دوچیز را هرگز فراموش نکن: ۱-خدا  ۲- مرگ

دوچیزراهمیشه فراموش کن :۱-به که کسی خوبی کردی ۲- کسی که به تو بدی کرد

اما چهار کلمه دیگر :

  • به مجلسی که وارد شدی زبان خود را نگهدار
  • کنار سفره ای که نشستی شکم خود را نگهدار
  • به خانه ای که وارد شدی چشم خود رانگهدار
  • چون به نماز ایستادی دل خود رانگهدار
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 10:19  توسط م- آرزو  | 

آيت ا… عبدالكريم كشميري متولد ۱۳۴۳ هـ.ق در شهر نجف اشرف است. ۷ يا ۸ سال بيشتر ندارد كه روزي در حال بازي در كنار مدرسه‌ي جدش آيت ا… سيد كاظم يزدي، شيخ مرتضي طالقاني او را مي‌بيند و به او مي‌گويد: «در سرت نور است، با بچه‌ها بازي نكن، تو به درد بازي نمي‌خوري» و سيد عبدالكريم تا سن ۲۱ سالگي يعني زمان وفات شيخ او را رها نمي كند و هنوز ۱۸ سال از عمرش نمي‌گذرد كه به تشويق آقا مرتضي همداني به محضر سيد العرفاء آيت ا.. قاضي راه مي‌يابد و به مدت ۴ يا ۵ سال از محضر آن شاهباز بلند نظر استفاده‌ها مي‌برد. آقاي كشميري در مورد آقاي قاضي مي‌گويد:«قاضي اهل زمين نيست، او شخص خدايي و ملكوتي و ذوب در توحيد خداست. توكلش بر خدا قوي و از خلق منزوي است. رفيقش خداست. او تمام مكاشفه است. سجده‌هاي طولاني دارد و سجده‌ي يونسيه‌اش ترك نمي‌شود. تمام فعليت است و به فناء في‌ا… رسيده و دستورالعمل‌هايش در معرفت نفس و معرفت رب بسيار مؤثر است. و از طرفي در علوم رسمي و ديني هم كامل است. علميتش كافي و به اخبار احاطه كامل دارد».

در همان روزهاي جواني كه پدر سيد عبدالكريم نگران او بوده، در خواب حضرت امير(ع) را مي‌بيند كه به او مي‌فرمايد:«من از شكم تا سر عبدالكريمم» و به راستي سيد عاشق اميرالمؤمنين و نجف اشرف بود و در سال ۱۳۵۹ كه با زور رژيم بعثي صدام به ايران مي‌آيد، همه‌ي وجودش شوق برگشت به نجف اشرف بوده است. ايشان در توصيف نجف مي‌فرمايند:«نجف چيز ديگري است. حتي مساجد كوچك آن جا داراي يك معنويتي است كه مساجد بزرگ ايران مثل گوهرشاد خراسان آن معنويت را ندارد. در نجف سيصد و شصت پيامبر دفن هستند و در كربلا دويست و شصت پيامبر، قبر حضرت آدم و نوح در كنار قبر اميرالمؤمنين مي‌باشد. آن قدر نجف مهم است كه مانند مرحوم شيخ زين‌العابدين مرندي كه مجتهدي مسلم و با تقوا بود گاهي مي‌آمد جلو در صحن اميرالمؤمنين آن جا كه گداها مي‌نشستند مي‌نشست. مي‌گفتند آقا اين جا خوب نيست. مي‌فرمود: اين جا جايي است كه امام زمان(عج) و حضرت خضر(ع) به طرف حرم مي‌روند. من هم نشسته‌ام تا شايد توجهي به من كنند».

از مرحوم كشميري سؤال شد: در وادي السلام نجف اشرف چه مي‌ديديد كه اين قدر علاقه داشتيد؟ سيد با لبخندي مليح جواب داد:«روح و ريحان. بهشت است وادي السلام».

نظر ايشان اين بود كه براي از بين بردن صفات رذيله دو راه درمان وجود دارد. يكي راه مجاهده است كه انسان بايد زحمت بكشد، رياضت بكشد تا آن‌ها را بيرون كند. اما يك راه ديگر هم هست كه اگر به اين مقام برسد همه‌ي رذايل با هم از بين مي‌رود. مثل كسي كه غرق باشد و يك نفر بيايد او را نجات بدهد. يا كسي كه مثلاً پايش يا دستش نجس باشد و در آن كر همه‌ي بدنش تميز مي‌شود، طاهر مي‌شود. اگر انسان دائماً به ياد خدا باشد اين صفات رذيله كم كم نه، همه‌اش با هم برچيده مي‌شود. اين ياد و محبت خدا مانع مي‌شود كه انسان كار زشتي انجام دهد و ايشان با اين كه خودشان خيلي رياضت كشيده بودند اما راه دوم را كه محبت خداست اصلح مي‌دانستند و خيلي بر آن تأكيد داشتند.

از ايشان مي‌پرسند آخر ما وقتمان به درس و بحث مي‌گذرد، چطور درس خواندن را با ياد خدا جمع كنيم كه مانع شود؟ مي‌گويد:«درس را كه خوانديد بقيه‌اش جزء ادمتم ذكره باشيد! ياد خدا كنيد! عبادت كنيد! متواضع باشيد!»

يكي از شاگردان مي‌گويد:«آقا آخر ما توي دانشگاه و بيمارستان صبح تا شب مشغول بيمار! چگونه ياد خدا باشيم و با خدا باشيم.». جواب مي‌شنود:« شما هر مريض كه مي‌بينيد متوجه خدا باشيد، علاوه بر آن روزي نيم ساعت براي خودتان ساكت باشيد در شبانه‌روز».

همسرشان در مورد نمازهاي ايشان مي‌گويد:«او آن چنان جذب نماز مي‌شد كه انگار داشت خدا را مي‌ديد. نمازهاي بسيار طولاني و با حضور مي‌خواند». يكي از شاگردانش مي‌گويد:«او شب‌ها مدت‌زيادي بيدار بود و از اين تاريكي لذت مي‌برد. من فكر مي‌كنم مكاشفاتش هم شب‌ها بود». در يكي از توصيه‌هايش مي‌فرمايد:«براي كسي كه طاقت بيداري سحر و بين‌الطلوعين هر دو را ندارد، بيداري سحر افضل است» . و نيز مي‌فرمايد:

«بيداري شب مقام محمود مي‌آورد و مقام محمود مجاورت با خداست».

نبودي به جز عاشقي دين او

جز اين شيوه‌ي پاك آئين او

هر وقت عبد تمام كارهايش براي خدا شد و خوديت خود را نديد، فاني في‌الله مي‌شود و محو در معبود مي‌شود. و اگر كسي واقعاً حقايق را ديد به مطالب صوري و ظاهري دل نمي‌بندد، اگر بست عارف حقيقي نيست و فاني در حق نشده است.

ايشان معمولاً براي هر رذيله‌اي با ضد آن درمان مي‌شود. مثلاً اگر كسي عصباني است بايد درباره حلم مطلب بخواند و اگر حلم ندارد، خودش را به حلم بزند، مي‌گويند تحلم، يعني خود را به حلم زدن. يا اگر كسي زهد ندارد و هر غذايي را مي‌خورد، هر جايي مي‌رود، هر كاري مي‌كند، مي‌فرمايند تزهّد، يعني خودش را به زهد بزند. بر اثر مداومت كم كم آن رذيله از بين مي‌رود و مناسب هر رذيله‌ي ذكري هم مي‌دارند؛ مثلاً براي از بين بردن عصبانيت ذكر «يا حليم» و…

در لزوم داشتن استاد معنوي مي‌فرمايد:«سالك به همت و نفس مرد خدا راه مي‌رود تا به مقصد برسد؛ و تمام راه‌ها استاد مي‌خواهد بدون استاد نمي‌شود».

«ايشان اول توصيه به تقوا مي‌كردند. مي‌فرمودند بندگي خدا كنيد، ترك معصيت كنيد».

«ايشان براي سالك الي ا… به دو چيز خيلي اهميت مي‌دادند، اول استغفار و ذكر يونسيه و بعد مراقبه»

ولايت، باطن توحيد و بلكه مندك در آن است. همان طور كه آقاي قاضي نظرش اين بود كه اگر كسي به غير از اين راه برود به توحيدي كه ما مي‌گوييم نخواهد رسيد، آيت ا… كشميري هم همين نظر را داشت. نقل است از ايشان كه فرموده‌اند:«خداي متعال ذاتش نامتناهي است، اسمائش هم نامتناهي است. اسماء الهي ظهور مي‌خواهد. خود خدا حد ندارد. مكان و زمان ندارد، اما در دل‌ها تجلي دارد و ظهوراتم و اكملش خليفه ا… است. پيغمبر و امام است. ظهور اين اسماء در پيغمبر و امام است. شما اگر مي‌خواهيد وجه ا… را ببينيد بايد علي(ع) را ببينيد، همان طور كه در زيارت ششم اميرالمؤمنين(ع) مي‌خوانيم يا عين ا… الناظره. پس تمام اسماء و صفات الهي ظهورش در اين‌هاست. توحيد تجلي‌اش در اين‌هاست».

با اين كه سخن مدعيان ديدار حضرت حجت(عج) را نمي‌پذيرد و از تشرفات خود نيز چيزي نگفته است، اما وقتي از او سؤال مي‌كنند، آيا امكان تشرف وجود دارد؟ مي‌فرمايد:«بله؛ امام زمان(عج) پاك و طاهر است. بايد پاك شويد، طاهر شويد تا سنخيت پيدا شود». «هر وقت متقي شديد زمينه‌ي خدمت امام زمان رسيدن فراهم است».

مي‌فرمايد:«هر روز يك ساعت با حضرت خلوت كنيد و به حضرت متوجه باشيد. زيارت آل ياسين بخوانيد، يا صاحب‌الزمان اغثني، يا صاحب‌الزمان ادركني را زياد بگوييد تا خود به خود رفاقت حاصل شود».

و خوشا به حال بنده‌اي كه پروردگارش را به خاطر خود او عبادت كند و خالص براي او شده باشد و به جز او منظورش نباشد و شهوت‌هاي دنيوي و مقامات اخروي را خريدار نباشد.

غلام همت آنم كه زير چرخ كبود

زهر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 14:21  توسط م- آرزو  | 

 عارف وارسته، سیداحمد کربلایی

 

 


 

 


 

،

 

27 شوال، سالروز رحلت فقیه فرزانه، عارف سالک، رهیافته به حریم قرب الهی، پیر و مراد دل‏های عاشق و شیدایی، ستاره فروزان آسمان علم و حکمت و معرفت، مرحوم آیت‏اللّه‏ سید احمد کربلایی است؛ انسان وارسته‏ای که با مجاهدت‏های نفسانی و ریاضت‏های شرعی، تا کرانه بی‏پایان حکمت و عرفان پیش رفته، روح مصفّای خود را از زلال چشمه ایمان لبریز ساخت و در کنار حضرت دوست منزل گرفت. روحش شاد و یادش هماره جاودان و نامیرا باد.

ولادت

مرحوم آیت‏اللّه‏سیداحمد کربلایی، از نوادگان پیشوای هفتم،امام موسی‏بن جعفر علیه‏السلام و از سادات موسوی می‏باشد. پدر ایشان، سید ابراهیم، پیش از تولد سیداحمد، شهر تهران را به مقصد کربلا ترک کرد و در کنار بارگاه ملکوتی سیدالشهداء، رحل اقامت افکند و در حریم آن امام همام ساکن شد. بعد از ورود به کربلا، فرزندی از ایشان متولد شد که سیمای پرنورش، حکایت از آینده‏ای درخشان داشت. سیدابراهیم، نام کودک خود را سیداحمد نهاد. گر چه تاریخ دقیقی از تولد مرحوم سیداحمد در دست نیست، ولی با توجه به سال وفات ایشان یعنی 1332، ولادت او در نیمه دوم قرن سیزدهم هجری بوده‏است.

تحصیلات

مرحوم سیداحمد کربلایی، در فضای روحانی شهر مقدس کربلا، مراحل رشد جسمانی و روحانی را سپری، و خود را برای آغاز تحصیل علم و معرفت، آماده کرد. سیداحمد در ادبیات، قلمی شیوا و بیانی معجزه‏آسا داشت. مرحوم کربلایی، با اهتمام فراوان، دوران فراگیری ادبیات را پشت سرنهاد و پس از تکمیل آن، به فراگیری علوم دینی همت گماشت.

عزیمت به نجف اشرف

مرحوم سیداحمد کربلایی، پس از فراگیری ادبیات و پاره‏ای از علوم دینی، برای تکمیل مدارج علمی راهی شهر مقدس نجف اشرف شد. در بدو ورود به نجف، در حوزه درسی استادان مشهور زمان، از جمله مرحوم آخوند ملاکاظم خراسانی، شرکت، و از محضر ایشان بهره‏مند شد. ایشان افزون بر فراگیری علوم رایج حوزه‏های علمیه، از تربیت روح و روان خود غفلت نکرده، در درس‏های اخلاق استادان بزرگ شرکت می‏کرد.

هجرت به سامراء

با عزیمت مرحوم آیت‏اللّه‏ العظمی سیدحسن شیرازی، صاحب فتوای تحریم تنباکو به شهر مقدس سامرا و احیای حوزه علمیه آنجا، عده زیادی از علما و خواص اصحاب میرزا، به سامرا مهاجرت کرده و در پای درس او حاضر شدند. مرحوم سیداحمد کربلایی هم، بعد از سال 1300ق به این شهر عزیمت نمود و در درس‏های فقه و اصول مرحوم میرزای شیرازی حاضر شده و از محضر پرفیض ایشان بهره‏مند گردید. سید، پس از مدتی اقامت در سامرا، به نجف اشرف بازگشت و در حوزه درسی علامه بزرگ میرزا حبیب‏اللّه‏ رشتی و میرزا حسین تهرانی حاضر شده و از محضر ایشان بهره‏ها برد.

آغاز راه

با فراگیر شدن مکتب تربیتی استاد بزرگ اخلاق، مرحوم آیت‏اللّه‏ العظمی آخوند ملّا حسینقلی همدانی در نجف اشرف، شیفتگان حقیقت و تشنگان معارف و حکمت و جان‏های مستعد و آماده، جذب محافل تربیتی ایشان شدند. مرحوم سیداحمد کربلایی که از دوران نوجوانی، به تزکیه و تهذیب نفس خود می‏پرداخت، پس از بازگشت از سامرا، در حلقه عرفان ملّا حسینقلی همدانی وارد شد و سر بر آستان آن عارف بزرگ و کم‏نظیر نهاد. ایشان از اصحاب نزدیک آخوند همدانی بود و سالیان سال، ملازم ایشان گردید و گوی سبقت را از دیگران ربوده، در صف اول شاگردان و تربیت یافته گان ایشان قرار گرفت. مرحوم سیداحمد کربلایی خود می‏گوید: «ما پیوسته در خدمت آیة الحق، آخوند ملا حسینقلی همدانی بودیم و مرحوم آخوند صددرصد برای ما بود».

بر کرسی تدریس

مرحوم آیت‏اللّه‏ سیداحمد کربلایی، سال‏های متمادی، در محضر آخوند همدانی حاضر شد و از فیض معنوی ایشان بهره‏مند گردید و مراحل سیر و سلوک را به بالاترین مرتبه رسانْد. ایشان پس از وفات استادش در سال 1311ق، در نجف اشرف رحل اقامت افکند و به تدریس فقه و اصول پرداخت. سید احمد، افزون بر تدریس علوم رایج حوزه‏های علمیه، درس اخلاق را سرلوحه کاری خود قرار داده و راه ناتمام استادش را ادامه داد.

شاگردان

مرحوم آیت‏اللّه‏ سیداحمد کربلایی، از تمام لحظات عمر با برکت خود استفاده کرد و راه پر فراز و نشیب سیر و سلوک را، طی نموده، بر قله رفیع آن گام نهاد. ایشان پس از فتح قله‏های رفیع علم و معرفت، از هدایت دیگران غفلت نکرد و همچون نردبانی، راه بالا رفتن جان‏های شیفته و عاشق را به آسمان حکمت و هدایت مهیا نمود. از برکت وجودی ایشان، جمع زیادی از بزرگان و وارستگان، در دایره کمال گام نهاده و به بساط طبیعت پشت پا زدند و خود، از ستارگان فروزان آسمان علم و حکمت گردیدند. از شمار شاگردان فراوان مرحوم سیداحمد کربلایی، می‏توان به مجاهد شهید، آیت اللّه‏ شیخ‏محمدتقی بافقی، مرحوم سیدمحمد کاظم عصّار، مرحوم سیدمحسن امین عاملی نویسنده کتاب گران‏قدر اعیان الشیعه، و عارف بزرگ مرحوم میرزا علی آقا قاضی طباطبایی، استاد مرحوم علامه طباطبایی اشاره کرد.

وفات

مرحوم سیداحمد کربلایی، پس از سال‏ها تلاش و کوشش خستگی‏ناپذیر برای تهذیب نفس و تربیت انسان‏های وارسته، سرانجام در 27 شوال سال 1322ق، در آخرین تشهد نماز عصر، در روز مبارک جمعه از دنیا رفت و روح بلند و ملکوتی‏اش، از قفس تن رهایی یافته، در حریم قرب الهی مسکن گرفت. پیکر پاک ایشان، توسط گروهی از شاگردان و جمع زیادی از ارادتمندان و دوستان تشییع شد و در صحن مرتضوی، مقابل ایوانی که پشت مرقد منور امیرمؤمنان قرار داد، دفن شد. روحش شاد.

عبادت کربلایی

مرحوم سید احمد کربلایی، از کسانی است که با عبادت‏های زیاد، توانست خود را به عرشیان رسانده و با آنان هم‏نوا شود. مرحوم قاضی طباطبایی، که افتخار شاگردی کربلایی را پیدا کرده بود، می‏فرماید: «شبی را به تنهایی در مسجد سهله گذراندم. در نیمه‏های شب، شخصی وارد مسجد شد و به خاطر تاریکی، او را نشناختم. در مقام حضرت ابراهیم ایستاد. بعد از نماز صبح، به سجده رفت و تا طلوع خورشید در آن حال بود. هوا که روشن شد، نزدیک رفتم و دیدم سید احمد کربلائی است».مرحوم آقا بزرگ تهرانی نیز می‏فرماید:«سید، برای حضور قلب و دوری از اقتدای مردم، در جاهای خلوت نماز می‏خواند».

چشمه‏سار اشک

قطرات اشک، همچون باران رحمت الهی است که جان‏های پژمرده از گناه را، از مرگ تدریجی رهایی داده و طلیعه سبز و شادابی را در روح خسته و بی‏جان آدمی نوید می‏دهد. گریه، سلاح انسان‏های بی‏پناهی است که برای درمان دردهای خود، آن را به آستان دوست پیشکش می‏کنند. اینان، در این دنیا بسیار گریه می‏کنند تا در دیار خوف و وحشت، همیشه خندان باشند. مرحوم سیداحمد کربلایی، از افرادی بود که بسیار گریه می‏کرد و با گریه‏های خود در سجده‏های طولانی، زمین را تَر می‏ساخت. شیخ آقا بزرگ تهرانی می‏نویسد: «سید، بسیار گریه می‏کرد. او در هنگام نماز، به ویژه نمازهای نافله، تسلطی بر خود نداشت. من که دو سال توفیق همسایگی ایشان را داشتم، چیزهای زیادی از او دیدم».

احترام به مادر

جایگاه ویژه والدین، به ویژه مادر، می‏طلبد که رفتار و اعمال شایسته‏ای که در شأن و مقام آنها باشد، از انسان سربزند. اسلام با تبیین مقام ویژه مادر، طالبان بهشت را بر آن داشت تا در مقابل این موجود آسمانی کرنش کرده و با جلب رضایت و دعای خیر او، رضایت خالق را متوجه خود کرده، راه عروج به ملکوت را هموار سازنند. با مطالعه سیره بزرگان دین، نهایت احترام آنها به مادر را در می‏یابیم. آقا بزرگ تهرانی در شرح احوال مرحوم سیداحمد کربلایی می‏نویسد: «سید، به مادر خود احترام فراوان می‏کرد و همیشه در خدمت او بود».

بی‏نیاز از کیمی

یکی از ویژگی‏های بارز سالکان وادی عشق و مقربان درگاه خداوندی، بی‏اعتنایی به مادیات است. رهیافتگان‏حریم قدس ربوبی، از مال دنیا به قدر رفع نیاز استفاده کرده و هر آنچه مانعی برای رسیدن به محبوب خود باشد، طرد می‏کنند.

مرحوم آیت‏اللّه‏ سیداحمد کربلایی می‏فرماید: «در یکی از مسافرت‏ها، به درویش روشن‏ضمیری برخورد کردم. او به من گفت: من مأموریت دارم تا شما را از دو چیز مطّلع کنم. اول کیمیاست و دوم اینکه، من فردا می‏میرم و شما مرا تجهیز و تدفین نمایید. من به او گفتم: من نیازی به کیمیا ندارم، ولی تجهیز شما را قبول می‏کنم. صبح فردا، درویش فوت کرد و من متکفّل تجهیز و کفن و دفن او شدم».

کربلایی در نگاه دیگران

مرحوم سیداحمد کربلایی، در میان عالمان بزرگ قرن معاصر، از جایگاه ویژه‏ای برخوردار است و آنها با دیده احترام به ایشان نگاه کرده، از او به خوبی یاد می‏کنند. مرحوم آقا بزرگ تهرانی، درباره شخصیت مرحوم کربلایی می‏نویسد: «سیداحمد کربلایی، در مراتب علم، عمل، سلوک، زهد، ورع، تقوا، معرفت و خداترسی، یگانه زمان خود بود».

مرحوم آیت اللّه‏ شیخ محمد حسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی، می‏فرماید: «من احدی را، مثل آقا سیداحمد کربلایی، متبحّر در فقه ندیدم».

سید کاظم عصّار، شاگرد کربلایی، که خود استاد مسلّم حکمت متعالیه، عرفان، فقه و اصول بود، می‏گوید: «یگانه کسی که بَصَر (چشم) او به بصیرت تبدیل شده و پرده‏های ضخیم طبیعت را به واسطه کثرت عبادات و مواظبت دایمی بر انجام نوافل، از جلو چشم خود برداشت، سید بود و کسی را بدان مقام ندیدم».

بخشی از دستور العمل سید

تنها آثار به جا مانده از سید احمد کربلایی، دستورالعمل‏هایی است که در کتاب شریف تذکرة المتقین نوشته عارف نامی، آیت‏اللّه‏ شیخ محمد بهاری همدانی گردآوری شده است که به بخشی از آن‏ها اشاره می‏شود: توصیه و هشدار به نفس در اول صبح (مشارطه)، مواظبت دائم در تمام روز (مراقبه)، حساب رسی از نفس به هنگام خواب(محاسبه)، مجازات نفس در صورت تخلف(مؤاخذه)، توجه و توسل به حضرت ولی‏عصر امام زمان(عج) که واسطه فیض الهی است، دوام طهارت و وضو، ذکر تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از هر نماز و هنگام خواب، و تلاوت آیة الکرسی.

بهره هایی از کلام استاد

زنده باد حضرت دوست، و مرده باد هر چه غیر اوست.

دست از خود و خودرأیی بردارید.

راه نجات و خلاص، در استغراق ذکر الهی و تفکر در معرفت نفس و خودشناسی است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 14:12  توسط م- آرزو  | 
بسم الله الرحمن الرحیم بایادونام خداوند بی همتاودرود وسلام برحضرت محمد (ص)خاتم پیامبران وآل پاکش ‌با توجه به نیاز نسل جوان امروز به داشتن اطلاعات جامع ومستند از مسائل دینی ومذهبی بالاخص در مجامع علمی ودانشگاهی که هجوم بی وقفه ای برعلیه عقاید شیعی صورت می گیرد ودشمنان قسم خورده مکتب مابه صورت علنی وعده ای از هموطنان ناآگاه یا نابخرد در صف مهاجمین قرار گرفته اند بر آن شدیم تا با راه اندازی این وب لاک مطالبی را جهت تنویر افکار نوجوانان وجوانان واولیاء امور در این سایت قرار دهیم وامید که با همفکری ومساعدت هم میهنان عزیز بتوانیم در این راستا به ترویج معارف دینی خدمتی کرده باشیم .برگ سبزی است تحفه درویش  چه کند بینوا ندارد بیش والسلام حسن ملکوتی خواه 


+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 12:43  توسط م- آرزو  |