|
يخ فروش زندگي ماحکايت آن يخ فروشي است که درگرماي تابستان يخ مي فروخت چندساعتي گذشت رهگذري ديد يخهاي اوتمام شده پرسيد:خريدندتمام شد؟ يخ فروش دردمندانه گفت: نخريدند و تمام شد . «برناردشاو «مرد لاغر ونحيفی بود. روزی يکی از نويسندگان تنومند به او گفت : «آدم وقتی تورا می بيند،فکر ميکند که در انگلستان قحطی آمده است.» و برنارد شاو بلافاصله جواب داد: «ووقتی تورا ميبيند فکر ميکند که مسبب قحطی تو هستی
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 12:11  توسط م- آرزو
|
از خودمان شروع کنيم اين مطلب روی سنگ قبر يک متوفی در گورستانی در انگلستان حک شده است : زمانی که جوان و فارغ البال بودم و تخيلاتم حد و حصری نداشت ، رويای دگرگون کردن گيتی را در سر می پروراندم .بزرگتر و عاقلتر که شدم ، کاشف به عمل آوردم که گيتی دگرگون نخواهد شد و به همين خاطر تا حدی کوتاه آمدم و تصميم گرفتم که فقط کشورم را دگرگون کنم . اما آن هم استوار و تغيير ناپذير می نمود.به سن ميانسالی که رسيدم پس از پشت سر گذاشتن آخرين تلاش نافرجامم ، راضی به دگرگون کردن و ايجاد تحول در نزديک ترين افراد به خود، يعنی خانواده ام ، شدم .اما افسوس که در مورد هيچ يک به نتيجه ای رضايتبخش نرسيدم و حالا که در بستر مرگ افتادم ، بناگاه تشخيص می دهم اگر قبل از هر کس ، خودم را تغيير داده بودم ، می توانستم به مثابه الگويی باعث خانواده ام بشوم و در سايه تشويق ، دلگرمی وانديشه خوب آنان وسيله ای باشم برای پيشرفت کشورم و شايد هم کسی چه می داند ، وسيله ای برای دگرگون ساختن گيتی !
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 12:3  توسط م- آرزو
|
چوپاني مشغول چراندن گله گوسفندان خود در يك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سر و كله يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جاده هاي خاكي پيدا ميشود. راننده آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبيل بيرون آورد و پرسيد: اگر من به تو بگويم كه دقيقا چند راس گوسفند داري، يكي از آنها را به من خواهي داد؟ چوپان نگاهي به جوان تازه به دوران رسيده و نگاهي به رمه اش كه به آرامي در حال چريدن بود انداخت و با وقار خاصي جواب مثبت داد. جوان، ماشين خود را در گوشه اي پارك كرد و كامپيوتر Notebook خود را به سرعت از ماشين بيرون آورد، آن را به يك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحه ي NASA روي اينترنت، جايي كه ميتوانست سيستم جستجوي ماهوارهاي ( GPS) را فعال كند، شد. منطقه ي چراگاه را مشخص كرد، يك بانك اطلاعاتي با 60 صفحه ي كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پيچيده عملياتي را وارد كامپيوتر كرد. بالاخره 150 صفحه اطلاعات خروجي سيستم را توسط يك چاپگر مينياتوري همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالي كه آنها را به چوپان ميداد، گفت: شما در اينجا دقيقا 1586 گوسفند داري. چوپان گفت: درست است. حالا همينطور كه قبلا توافق كرديم، ميتواني يكي از گوسفندها را ببري. آنگاه به نظاره مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبيلش بود، پرداخت. وقتي كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقيقا به تو بگويم كه چه كاره هستي، گوسفند مرا پس خواهي داد. مرد جوان پاسخ داد: آره، چرا كه نه! چوپان گفت: تو يك مشاور هستي. مرد جوان گفت: راست ميگويي، اما به من بگو كه اين را از كجا حدس زدي؟ چوپان پاسخ داد: كار ساده اي است. بدون اينكه كسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. براي پاسخ دادن به سوالي كه خود من جواب آن را از قبل ميدانستم، مزد خواستي. مضافا، اينكه هيچ چيز راجع به كسب و كار من نميداني، چون به جاي گوسفند، سگ مرا برداشتي. شرح انتخاب مشاور يكي از راههاي شناخت و تحليل سازمان مي باشد كه نقش مهمي در تصميمات مديريتي دارند. اما در بعضي مواقع بنا به دلايلي همچون عدم تعريف صحيحي از انتظارات مورد نظر از مشاور ، كلي بودن موضوع مورد مشاوره ، عدم توانمندي كارشناسان سازمان ، عدم مهارت مشاور و ... نتيجه مطلوبي از قراردادهاي مشاورهاي حاصل نميگردد. اقتباس از سایت مشاوران
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 12:1  توسط م- آرزو
|
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 11:58  توسط م- آرزو
|
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 8:39  توسط م- آرزو
|
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 11:45  توسط م- آرزو
|
ای جان فرزند :
هزار حکمت آموختم که از آن چهارصد حکمت انتخاب کردم واز آن چهارصد حکمت هشت کلمه انتخاب کردم که جامع کمالات است : دوچیز را هرگز فراموش نکن: ۱-خدا ۲- مرگ دوچیزراهمیشه فراموش کن :۱-به که کسی خوبی کردی ۲- کسی که به تو بدی کرد اما چهار کلمه دیگر :
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 10:19  توسط م- آرزو
|
آيت ا… عبدالكريم كشميري متولد ۱۳۴۳ هـ.ق در شهر نجف اشرف است. ۷ يا ۸ سال بيشتر ندارد كه روزي در حال بازي در كنار مدرسهي جدش آيت ا… سيد كاظم يزدي، شيخ مرتضي طالقاني او را ميبيند و به او ميگويد: «در سرت نور است، با بچهها بازي نكن، تو به درد بازي نميخوري» و سيد عبدالكريم تا سن ۲۱ سالگي يعني زمان وفات شيخ او را رها نمي كند و هنوز ۱۸ سال از عمرش نميگذرد كه به تشويق آقا مرتضي همداني به محضر سيد العرفاء آيت ا.. قاضي راه مييابد و به مدت ۴ يا ۵ سال از محضر آن شاهباز بلند نظر استفادهها ميبرد. آقاي كشميري در مورد آقاي قاضي ميگويد:«قاضي اهل زمين نيست، او شخص خدايي و ملكوتي و ذوب در توحيد خداست. توكلش بر خدا قوي و از خلق منزوي است. رفيقش خداست. او تمام مكاشفه است. سجدههاي طولاني دارد و سجدهي يونسيهاش ترك نميشود. تمام فعليت است و به فناء فيا… رسيده و دستورالعملهايش در معرفت نفس و معرفت رب بسيار مؤثر است. و از طرفي در علوم رسمي و ديني هم كامل است. علميتش كافي و به اخبار احاطه كامل دارد». در همان روزهاي جواني كه پدر سيد عبدالكريم نگران او بوده، در خواب حضرت امير(ع) را ميبيند كه به او ميفرمايد:«من از شكم تا سر عبدالكريمم» و به راستي سيد عاشق اميرالمؤمنين و نجف اشرف بود و در سال ۱۳۵۹ كه با زور رژيم بعثي صدام به ايران ميآيد، همهي وجودش شوق برگشت به نجف اشرف بوده است. ايشان در توصيف نجف ميفرمايند:«نجف چيز ديگري است. حتي مساجد كوچك آن جا داراي يك معنويتي است كه مساجد بزرگ ايران مثل گوهرشاد خراسان آن معنويت را ندارد. در نجف سيصد و شصت پيامبر دفن هستند و در كربلا دويست و شصت پيامبر، قبر حضرت آدم و نوح در كنار قبر اميرالمؤمنين ميباشد. آن قدر نجف مهم است كه مانند مرحوم شيخ زينالعابدين مرندي كه مجتهدي مسلم و با تقوا بود گاهي ميآمد جلو در صحن اميرالمؤمنين آن جا كه گداها مينشستند مينشست. ميگفتند آقا اين جا خوب نيست. ميفرمود: اين جا جايي است كه امام زمان(عج) و حضرت خضر(ع) به طرف حرم ميروند. من هم نشستهام تا شايد توجهي به من كنند». از مرحوم كشميري سؤال شد: در وادي السلام نجف اشرف چه ميديديد كه اين قدر علاقه داشتيد؟ سيد با لبخندي مليح جواب داد:«روح و ريحان. بهشت است وادي السلام». نظر ايشان اين بود كه براي از بين بردن صفات رذيله دو راه درمان وجود دارد. يكي راه مجاهده است كه انسان بايد زحمت بكشد، رياضت بكشد تا آنها را بيرون كند. اما يك راه ديگر هم هست كه اگر به اين مقام برسد همهي رذايل با هم از بين ميرود. مثل كسي كه غرق باشد و يك نفر بيايد او را نجات بدهد. يا كسي كه مثلاً پايش يا دستش نجس باشد و در آن كر همهي بدنش تميز ميشود، طاهر ميشود. اگر انسان دائماً به ياد خدا باشد اين صفات رذيله كم كم نه، همهاش با هم برچيده ميشود. اين ياد و محبت خدا مانع ميشود كه انسان كار زشتي انجام دهد و ايشان با اين كه خودشان خيلي رياضت كشيده بودند اما راه دوم را كه محبت خداست اصلح ميدانستند و خيلي بر آن تأكيد داشتند. از ايشان ميپرسند آخر ما وقتمان به درس و بحث ميگذرد، چطور درس خواندن را با ياد خدا جمع كنيم كه مانع شود؟ ميگويد:«درس را كه خوانديد بقيهاش جزء ادمتم ذكره باشيد! ياد خدا كنيد! عبادت كنيد! متواضع باشيد!» يكي از شاگردان ميگويد:«آقا آخر ما توي دانشگاه و بيمارستان صبح تا شب مشغول بيمار! چگونه ياد خدا باشيم و با خدا باشيم.». جواب ميشنود:« شما هر مريض كه ميبينيد متوجه خدا باشيد، علاوه بر آن روزي نيم ساعت براي خودتان ساكت باشيد در شبانهروز». همسرشان در مورد نمازهاي ايشان ميگويد:«او آن چنان جذب نماز ميشد كه انگار داشت خدا را ميديد. نمازهاي بسيار طولاني و با حضور ميخواند». يكي از شاگردانش ميگويد:«او شبها مدتزيادي بيدار بود و از اين تاريكي لذت ميبرد. من فكر ميكنم مكاشفاتش هم شبها بود». در يكي از توصيههايش ميفرمايد:«براي كسي كه طاقت بيداري سحر و بينالطلوعين هر دو را ندارد، بيداري سحر افضل است» . و نيز ميفرمايد: «بيداري شب مقام محمود ميآورد و مقام محمود مجاورت با خداست». نبودي به جز عاشقي دين او جز اين شيوهي پاك آئين او هر وقت عبد تمام كارهايش براي خدا شد و خوديت خود را نديد، فاني فيالله ميشود و محو در معبود ميشود. و اگر كسي واقعاً حقايق را ديد به مطالب صوري و ظاهري دل نميبندد، اگر بست عارف حقيقي نيست و فاني در حق نشده است. ايشان معمولاً براي هر رذيلهاي با ضد آن درمان ميشود. مثلاً اگر كسي عصباني است بايد درباره حلم مطلب بخواند و اگر حلم ندارد، خودش را به حلم بزند، ميگويند تحلم، يعني خود را به حلم زدن. يا اگر كسي زهد ندارد و هر غذايي را ميخورد، هر جايي ميرود، هر كاري ميكند، ميفرمايند تزهّد، يعني خودش را به زهد بزند. بر اثر مداومت كم كم آن رذيله از بين ميرود و مناسب هر رذيلهي ذكري هم ميدارند؛ مثلاً براي از بين بردن عصبانيت ذكر «يا حليم» و… در لزوم داشتن استاد معنوي ميفرمايد:«سالك به همت و نفس مرد خدا راه ميرود تا به مقصد برسد؛ و تمام راهها استاد ميخواهد بدون استاد نميشود». «ايشان اول توصيه به تقوا ميكردند. ميفرمودند بندگي خدا كنيد، ترك معصيت كنيد». «ايشان براي سالك الي ا… به دو چيز خيلي اهميت ميدادند، اول استغفار و ذكر يونسيه و بعد مراقبه» ولايت، باطن توحيد و بلكه مندك در آن است. همان طور كه آقاي قاضي نظرش اين بود كه اگر كسي به غير از اين راه برود به توحيدي كه ما ميگوييم نخواهد رسيد، آيت ا… كشميري هم همين نظر را داشت. نقل است از ايشان كه فرمودهاند:«خداي متعال ذاتش نامتناهي است، اسمائش هم نامتناهي است. اسماء الهي ظهور ميخواهد. خود خدا حد ندارد. مكان و زمان ندارد، اما در دلها تجلي دارد و ظهوراتم و اكملش خليفه ا… است. پيغمبر و امام است. ظهور اين اسماء در پيغمبر و امام است. شما اگر ميخواهيد وجه ا… را ببينيد بايد علي(ع) را ببينيد، همان طور كه در زيارت ششم اميرالمؤمنين(ع) ميخوانيم يا عين ا… الناظره. پس تمام اسماء و صفات الهي ظهورش در اينهاست. توحيد تجلياش در اينهاست». با اين كه سخن مدعيان ديدار حضرت حجت(عج) را نميپذيرد و از تشرفات خود نيز چيزي نگفته است، اما وقتي از او سؤال ميكنند، آيا امكان تشرف وجود دارد؟ ميفرمايد:«بله؛ امام زمان(عج) پاك و طاهر است. بايد پاك شويد، طاهر شويد تا سنخيت پيدا شود». «هر وقت متقي شديد زمينهي خدمت امام زمان رسيدن فراهم است». ميفرمايد:«هر روز يك ساعت با حضرت خلوت كنيد و به حضرت متوجه باشيد. زيارت آل ياسين بخوانيد، يا صاحبالزمان اغثني، يا صاحبالزمان ادركني را زياد بگوييد تا خود به خود رفاقت حاصل شود». و خوشا به حال بندهاي كه پروردگارش را به خاطر خود او عبادت كند و خالص براي او شده باشد و به جز او منظورش نباشد و شهوتهاي دنيوي و مقامات اخروي را خريدار نباشد. غلام همت آنم كه زير چرخ كبود زهر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 14:21  توسط م- آرزو
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 14:12  توسط م- آرزو
|
بسم الله الرحمن الرحیم بایادونام خداوند بی همتاودرود وسلام برحضرت محمد (ص)خاتم پیامبران وآل پاکش با توجه به نیاز نسل جوان امروز به داشتن اطلاعات جامع ومستند از مسائل دینی ومذهبی بالاخص در مجامع علمی ودانشگاهی که هجوم بی وقفه ای برعلیه عقاید شیعی صورت می گیرد ودشمنان قسم خورده مکتب مابه صورت علنی وعده ای از هموطنان ناآگاه یا نابخرد در صف مهاجمین قرار گرفته اند بر آن شدیم تا با راه اندازی این وب لاک مطالبی را جهت تنویر افکار نوجوانان وجوانان واولیاء امور در این سایت قرار دهیم وامید که با همفکری ومساعدت هم میهنان عزیز بتوانیم در این راستا به ترویج معارف دینی خدمتی کرده باشیم .برگ سبزی است تحفه درویش چه کند بینوا ندارد بیش والسلام حسن ملکوتی خواه
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 12:43  توسط م- آرزو
|
|
src="http://www.hadithnegar.com/code.php?noe=ra&halat=1&color1=&color2=&color3=&width=&height=">Hadith code -->src="http://www.hadithnegar.com/code.php?>noe=ra&halat=1&color1=800000&color2=800000&color3=800000&width=&height=">
| |||||||||||||||||||||||